close
تبلیغات در اینترنت
مرجع مذهبی
چهارشنبه 01 شهریور 1396
ابزار تلگرام
folder98 facebook
توضيحات بنر تبليغاتي



نویسنده : محمدامین |

پاورپوینت اخلاص

پاورپوینت اخلاص

آیا در کارهایمان اخلاص داریم؟

ریا چیست؟

و ...

پاورپوینت آموزشی و ساده اخلاص که به همه پیشنهاد میکنم دانلود کنن واقعا مفهومی و زیبا است .

پاورپوینت با توجه به آموزه های بزرگان دین ساخته شده و تاثیرگذار می باشد. امیدوارم لذت برده و با نظر دادن ما را در ادامه مسیرمان یاری کنید.

 

 

 

 

برای دریافت پاورپوینت آموزشی اخلاص کلیک کنید.

امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 4

برچسب ها : پاورپوینت آموزشی اخلاص , پاورپوینت آموزشی , پاورپوینت آموزشی دین , پاورپوینت آموزش اخلاص , پاورپوینت اخلاص , پاورپوینت , اخلاص , داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , داستانهای امیردل ,

تاریخ : پنجشنبه 30 دي 1395 | نظرات () بازدید : 341
نویسنده : محمدامین |

داستان قسم دادن خداوند

گويند در بصره آتش سوزى شد و خانه ها سوخت ، تنها يك خانه در وسط بصره سالم ماند.
ابو موسى اشعرى در آن زمان حاكم بصره بود، او را از اين حادثه بزرگ با خبر كردند.
ابو موسى صاحب خانه را خواست و به او گفت : چرا خانه ات نسوخت ؟
ابو موسى گفت : من خداوند را قسم داده ايم كه آن را نسوزاند!
ابو موسى گفت : من از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) شنيدم كه در امت من قومى هستند كه اگر خدا را قسم بدهند به خواسته خود مى رسند.
گفته اند در بصره آتش سوزى شد، شخصى به نام ((ابو عبده)) در بين آتشها رفت و آمد مى كرد.
امير بصيره به او گفت : آتش تو را نمى سوزاند؟
گفت : من خدا را قسم داده ام كه آتش مار نسوزاند.
امير گفت : پس برو آتش را خاموش كن .
او به ميان آتش رفت و توانست آن را مهار كند.

امتیاز : نتیجه : 3 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 3

برچسب ها : داستان قسم دادن خداوند , داستان قسم دادن , داستان قسم خداوند , داستان خداوند , قسم دادن خداوند , قسم دادن , داستان , مذهبی , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی ,

تاریخ : چهارشنبه 15 دي 1395 | نظرات () بازدید : 1559
نویسنده : محمدامین |

ستان عمر دست خداست

يك تاجر ايرانى به وسيله كشتى از كشور ((هندوستان)) نارگيل بار كرده بود تا به ((دوبى)) ببرد، قبل از حركت براى يكى از افراد خانواده اش در دوبى تگلراف زده بود كه تقريبا يك هفته بعد مى رسد.
پس از يك هفته خانواده اش آماده شدند كه از او استقبال كنند، اما هر چقدر صبر كردند، از آمدن كشتى خبرى نشد، تا اينكه ناچار به منزل بازگشتند.
خلاصه بعد از روزها و هفته ها، افراد خانواده يقين كردند كه كشتى او غرق شده است ، به ناچار مجلس ختم براى او برپا كردند و پس از مدتى تصميم به تقسيم ارث او گرفتند.

روزى ناگهان كشتى تاجر در حالى كه شكسته و ويران شده ، بود به بندر رسيد و لنگر انداخت .
ماجرا را از او پرسيدند، گفت : پس از سه روز حركت در دريا ناگهان هوا طوفانى شد و بادبانهاى كشتى پاره شد و كشتى از كار افتاد، به طورى كه ديگر امكان حركت با او نبود، چند روز در ميان طوفان به سر برديم و سعى كرديم فقط خودمان را از افتادن در دريا و غرق شدن حفظ كنيم .

 

     
     
     
     
     
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستان , مذهبی , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , داستان عمر دست خداست , داستان عمر دست خدا , داستان عمر خدا , داستان دست خداست , عمر دست خداست , عمر دست خدا , عمر خدا , داستان عمر دست , داستان عمر , دست خداست , دست خدا ,

تاریخ : دوشنبه 13 دي 1395 | نظرات () بازدید : 1077
نویسنده : محمدامین |

داستان اثر مناجات با اخلاص

از لبيب عابد نقل شده : در ايام جوانى ، روزى در خانه ام مارى ديدم كه به سوراخى داخل شد، فورا به دنبالش دويدم و دم او را گرفته و بيرون كشيدم .
ناگهان مار دور خود چرخيد و دست مرا نيش زد، پس از مدتى دستم از كار افتاد و فلج شد، به مرور ايام دست ديگر و پس از چندى پاهايم فلج شد، به مرور ايام دست ديگر و پس از چندى پاهايم فلج گرديد، طولى نكشيد كه هر دو چشم نابينا و زبانم گنگ گرديد، مدتى بدين حال بودم و مرا روى تختى خوابانيده بودند فقط از كل اعضاى بدنم ، گوشم مقدارى شنوائى داشت .

ديگر توان انجام هيچ كارى را نداشتم ، هر حرف زشت و ناگوارى را مى شيندم ، اما قدرت پاسخگوئى نداشتم ، چه بسيار اوقاتى كه تشنه بسر مى بردم ولى كسى به من آب نمى رسانيد و چه لحظاتى كه سيراب بودم و به زور در گلويم آب مى ريختند، همچنين بسيار مواقعى بود كه گرسنه بودم و كسى طعامى به من نمى رسانيد، و بسا ايامى بود كه سير بودم و به زور و جبر غذا مى خورم .

     
     
 
     
     
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستان اثر مناجات با اخلاص , داستان اثر مناجات اخلاص , داستان اثر مناجات , داستان مناجات با اخلاص , داستان اثر اخلاص , اثر مناجات با اخلاص , اثر مناجات , اثر اخلاص , داستان , مذهبی , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی ,

تاریخ : یکشنبه 05 دي 1395 | نظرات () بازدید : 1231
نویسنده : محمدامین |

پاورپوینت زیبای اندیشه ها

پاورپوینت زیبای اندیشه ها

 

محتوی سخنانی از بزرگان همچون گراهام بل، نیچه ، شکسپیر

 

 

برای دریافت پاورپوینت بسیار زیبای اندیشه ها کلیک کنید.

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : پاورپوینت بسیار زیبای اندیشه ها , پاورپوینت اندیشه ها , اندیشه ها , پاورپوینت بسیار زیبا , داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , داستانهای مذهبی امیردل ,

تاریخ : شنبه 27 آذر 1395 | نظرات () بازدید : 103
نویسنده : محمدامین |

پاورپوینت به رنگ خدا در آیید

پاورپوینت به رنگ خدا در آیید

پاورپوینت بسیار زیبایی هست به دور از اغراق میگم دانلود کنین برای همه مفید هست و جواب یکی از سوالات ذهن بچه های این دوره است مخصوصا برای مربیان قرآن و طرحهای معرفتی.

 

 

 

برای دریافت پاورپوینت به رنگ خدا درآیید ... کلیک کنید.


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : پاورپوینت به رنگ خدا , رنگ خدا , پاورپوینت زیبا , پاورپوینت مذهبی , داستانهای مذهبی , داستانهای مذهبی امیردل , داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی ,

تاریخ : شنبه 13 آذر 1395 | نظرات () بازدید : 228
نویسنده : محمدامین |

پاورپوینت  بسیار زیبای سجده

پاورپوینت  بسیار زیبای سجده

چرا سجده می کنیم؟

آیا برای کارهای نماز دلیل وجود دارد؟

آیا ما فقط با تقلید نماز خواندن مسلمان شده ایم؟

پاورپوینت  بسیار زیبای سجده دلیل علمی سجده لازم برای  همه مسلمانان بویژه جوانان

 

 

 

برای دریافت پاورپوینت بسیار زیبای سجده کلیک کنید.

 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : پاورپوینت بسیار زیبای سجده , پاورپوینت سجده , سجده , پاورپوینت بسیار زیبا , دلیل سجده , دلیل علمی سجده , داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , داستانهای مذهبی امیردل ,

تاریخ : جمعه 12 آذر 1395 | نظرات () بازدید : 258
نویسنده : محمدامین |

عکس تاریخچه چهارده معصوم (ع)

عکس تاریخچه چهارده معصوم (ع)

بهتره هر کدام از ما شیعیان این عکس رو تو گوشی هامون داشته باشیم

ضمنا عکس با کیفیت هست.

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : عکس تاریخچه چهارده معصوم (ع) , تاریخچه چهارده معصوم (ع) , عکس چهارده معصوم (ع) , عکس معصوم (ع) , تاریخچه معصوم (ع) , معصوم (ع) , داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , عکس مذهبی ,

تاریخ : دوشنبه 25 آبان 1394 | نظرات () بازدید : 381
نویسنده : محمدامین |

دلنوشته عزاداری دلچسب امام حسین(ع)

دلنوشته عزاداری دلچسب امام حسین(ع)

حتما تا حالا با خودمون فکر کردیم چرا عزاداری های قدیم شور و حال بیشتری داشت و دلچسب بود، اما الان مثل اون زمان نیست؟ اصلا بعضی ها با شعار دل پاک بدون عمل کردن دارن همه کارهای مذهبی بقیه افراد رو هم به مسخره می گیرند. درسته که صاحب مجلس عزاداری خود امام حسین(ع) هست و نباید به کسی دست رد زد ولی کاش ما مذهبی ها با این عهد رو می کردیم که قبل از حضور در مراسم عزاداری آقا غسل کنیم یا وضو بگیریم، نماز بخونیم و در حین عزاداری هم مراقب باشیم و از گناه دوری کنیم.

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : دلنوشته عزاداری دلچسب امام حسین(ع) , دلنوشته عزاداری امام حسین(ع) , دلنوشته عزاداری , عزاداری دلچسب امام حسین(ع) , دلنوشته عزاداری دلچسب , امام حسین(ع) , عزاداری دلچسب , دلنوشته , داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , کانال تلگرام مذهبی , کانال تلگرام امیر دل ,

تاریخ : دوشنبه 18 آبان 1394 | نظرات () بازدید : 434
نویسنده : محمدامین |

داستانی از طی الارض

داستانی از طی الارض

طی الارض چست؟ طی الارض یعنی در چشم بهم زدنی از مکان فعلی به هر جای دنیا که بخواهی سفر کنی بدون استفاده از هیچ وسیله نقلیه.

شاید برای ما که ایمانمان ضعیف است این کار فقط داستان و افسانه بنماید اما داستان واقعی زیر اتفاق افتاده :::

خواهشا اگرسوالی بود از طریق قسمت نظرات بپرسید.

یکی از آشنایان به نام سرهنگ عباسعلی میرزایی می‌گفت: سفری به مشهد مقدس رفته بودم و برای خرید کلاهی به دکان کلاه‌فروشی رفتم. صحبت از مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی به میان آمد. کلاه‌فروش گفت: روز فوت مرحوم شیخ در دکان سلمانی بودم و یک نفر در صندلی اصلاح نشسته بود. چون سر و صدای تشییع‌کنندگان برخاست، مشتری پرسید چه خبر است؟ سلمانی گفت: جنازه حاج شیخ حسنعلی اصفهانی را تشییع می‌کنند. به محض شنیدن این خبر، مشتری آنچنان به فغان و ناله افتاد که تصور کردیم از منسوبان شیخ است. چون از او توضیح خواستیم، گفت من با این مرد بزرگ نسبتی ندارم، لیکن حکایتی میان من و او هست که این چنین موجب شوریدگی احوال من شده است. آنگاه داستان خود را اینگونه تعریف کرد:

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستانی از طی الارض , داستان از طی الارض , داستان طی الارض , طی الارض , داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , طی الارض چیست؟ , کانال مذهبی تلگرام , کانال تلگرام , کانال امیردل در تلگرام ,

تاریخ : سه شنبه 12 آبان 1394 | نظرات () بازدید : 541
نویسنده : محمدامین |

دلنوشته دلتنگ بابا(امام زمان (عج))

دلنوشته دلتنگ بابا(امام زمان (عج))

همان طور که پیامبر(ص) به حضرت علی(ع) فرمودند: من و تو به منزله پدر امت هستیم.

امام زمان(عج) هم مثل پیامبر(ص) و امام علی(ع) حکم بابا رو برای ما داره واقعا چقدر دلتنگ بابامون هستیم.

 آیا ما حاضریم هر روز پدرمون رو با گناهانمون گریان کنیم ؟!

آیا حاضریم با بی شرمی بگیم اصلا بابایی نداریم؟!

آیا حاضریم بابامون رو جلوی دشمنانش رو سیاه کنیم؟!

آیا حاضریم....؟!

تو رو خدا به مطالب تصویر تا حد توان عمل کنید.

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : دلتنگ بابا(امام زمان (عج)) , دلتنگ بابا , دلنوشته دلتنگ بابا(امام زمان (عج)) , دلنوشته دلتنگ بابا , دلتنگ امام زمان (عج) , دلتنگ , داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , امام زمان(عج) , دلنوشته غمگین مذهبی ,

تاریخ : یکشنبه 10 آبان 1394 | نظرات () بازدید : 356
نویسنده : محمدامین |

دلنوشته اربعین در کربلا

دلنوشته اربعین در کربلا

کاش بشود که باشم اربعین در کربلا

باید که فقط خدا بخواهد و آقا

شاید که بگیرم پاسپورت و ویزا

اما آقا نخواهد نمیشود باشم اربعین در کربلا

شاید بعضی هامون فکر کنیم که کاری نداره گذرنامه رو بگیرم دیگه رفتم ولی اگه آقا بخواد نه گذرنامه می خواد نه ویزا فقط مهم اینه که امام حسین(ع)

بخواد شاید تعجب کنین ولی باور کنین بوده کسی که سالهای قبل بدون پاسپورت و ویزا و حتی بدون کارت ملی رفته زیارت و اومده؟!!!

 

 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : دلنوشته اربعین در کربلا , دلنوشته , دلنوشته اربعین , دلنوشته کربلا , اربعین در کربلا , کربلا , اربعین , داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , طی الارض ,

تاریخ : شنبه 09 آبان 1394 | نظرات () بازدید : 648
نویسنده : محمدامین |

نکوهش پز دادن یا فخر فروشی

نکوهش پزدادن یا فخر فروشی

بعضی وقتها پیش کسی می نشینیم و شروع می کنیم از کارهای خو.بی که کردیم که این اولا ثواب اون کار رو از بین می بره

دوما ما رو از چشم خدا می اندازه ؟!

شاید قسمت دوم حرفم باعث تعجب باشه ولی خدا خودش گفته از فخر فروشی خوشش نمیاد حالا آیا بازم میخایم ادامه بدیم؟!

برای راه علاج فخر فروشی تو ذهنمون داشته باشیم که افرادی هستند که خیلی کارهای بهتر از ما انجام دادن ولی به کسی نمیگن چون

میخان بین خودشون و خدای خودشون باشه. آدمهایی هستند که نصف سال رو روزه میگیرن ولی اصلا اجازه نمیدن کسی بویی ببره

چون صبح که میرن سرکار که همه خوابن شب هم با اذان مغرب میان خونه پس حتی خانودشون هم نمی فهمن به این آدما میگن مرد ....

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : نکوهش پزدادن یا فخر فروشی , نکوهش پزدادن , نکوهش فخر فروشی , نکوهش , پزدادن , فخر فروشی , داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , ماه محرم , محرم ,

تاریخ : یکشنبه 03 آبان 1394 | نظرات () بازدید : 562
نویسنده : محمدامین |

قسمت آخر خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا

قسمت آخر خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا

قیس بن اشعث گفت:  «یا حسین! چرا با پسر عمویت بیعت نمی‌کنی؟ با تو به دلخواهت رفتار خواهد کرد و کوچک‌ترین ناراحتى متوجه تو نخواهد شد.»

امام (ع) در جواب قیس فرمود: «تو هم مثل برادرت هستى، می‌خواهی مردان بنی‌هاشم بیش از خون مسلم بن عقیل را از تو انتقام بگیرند؟

لا ولله لا اعطیهم بیدى اعطاء الذلیل و لا أفر فرار العبید ::  نه به خدا قسم، نه دست در دست آنان می‌گذارم و نه مانند بردگان از صحنه جنگ با دشمن فرار خواهم کرد.

پس از آن آیه قرآن را که داستان موسى را در برابر لجاجت فرعونیان نقل می‌کند قرائت فرمود: انى عذت بربى و ربکم أن ترحمون ...من به پروردگار خویش و پروردگار شما پناه می‌برم که گفتار مرا قبول نمی‌کنید، پناه می‌برم به پروردگار خود و پروردگار شما از هر شخص متکبر و سرکشى که بروز ایمان نمی‌آورد.»

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : قسمت آخر خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا , قسمت آخر خطبه امام حسین(ع) , قسمت آخر روز عاشورا , روز عاشورا , ماه محرم , داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا , خطبه امام حسین(ع) ,

تاریخ : شنبه 02 آبان 1394 | نظرات () بازدید : 398
نویسنده : محمدامین |

کمی از خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا (2)

 کمی از خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا (2)

گفتار پیغمبر (ص) درباره من و برادرم شک دارید آیا در این واقعیت هم شک دارید که من فرزند دختر پیغمبر شمایم؟! به خدا قسم در تمام دنیا، نه در میان شما، و نه در غیر میان شما از من، پیغمبر فرزندى ندارد، واى بر شما، آیا کسى را از شما کشته‌ام که در مقابل خون او می‌خواهید مرا بکشید؟ آیا مال کسى را حیف و میل کرده‌ام؟ یا جراحتی بر کسى وارد ساخته‌ام که می‌خواهید مجازاتم کنید؟»

در مقابل گفتار امام هم سکوت کردند و کسى جوابى نداشت، لذا امام به چند نفر از افراد ناشناس که در لشکر عمر سعد بودند و برایش دعوت‌نامه نوشته بودند خطاب و فرمود: «یا شبث بن ربعى، و یا حجار بن ابجر و یا قیس بن اشعث و یا یزید بن الحارث الم تکتبوا الى أن قد اینعت الثمار، و أخضر الجناب و انما تقدم على جند لک مجنده؟

اى شبث بن ربعى! و اى حجار بن ابجر و اى قیس بن اشعث و اى زید بن حارث! مگر شما نبودید براى من نامه نوشتید که: میوه‌هایمان رسیده، و درختانمان سرسبز و خرم شده، در کوفه بر لشکریانى مجهز و آماده به خدمت وارد خواهى شد.

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : کمی از خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا , خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا , امام حسین(ع) در روز عاشورا (2) , خطبه امام حسین(ع) , داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , ماه محرم , محرم ,

تاریخ : شنبه 02 آبان 1394 | نظرات () بازدید : 256
نویسنده : محمدامین |

کمی از خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا (1)

کمی از خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا (1)

اگر سخنان مرا تصدیق می‌کنید، این‌ها همه حق‌اند و کوچک‌ترین خلاف واقعى، در آن‌ها نیست، زیرا هنوز در طول عمر خود از آن روزی که فهمیده‌ام خداوند بر دروغ‌گویان غضب کرده و دروغ را به خودش برمی‌گرداند، هرگز دروغ نگفته‌ام. و اگر گفتارم را باور ندارید، اینک هنوز برخى از صحابه رسول خدا (ص) در قید حیات هستند، می‌توانید از آن‌ها بپرسید، از جابر بن عبدلله انصارى، ابو سعید خدرى، سهل بن سعد ساعدى، زید بن ارقم، انس بن مالک از اینان بپرسید این‌ها همه سخنان پیغمبر را درباره من و برادرم از رسول خدا (ص) شنیده‌اند و بدانید همین یک جمله می‌تواند مانع شما گردد تا دست از کشتن و ریختن خون من بردارید.

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : کمی از خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا (1) , کمی از خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا , خطبه امام حسین(ع) در عاشورا , داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , خطبه امام حسین(ع) , خطبه روز عاشورا , امام حسین(ع) , محرم ,

تاریخ : شنبه 02 آبان 1394 | نظرات () بازدید : 203
نویسنده : محمدامین |

دلنوشته عاشورایی

دلنوشته عاشورایی

فردا روز عاشوراست ولی واقعا چقدر در مورد عاشورا می دونیم اصلا تا حالا شده کتاب لهوف سید بن طاووس رو بخونی؟

برای اولین بار خود کتاب رو از کتابخونه عمومی امانت گرفتم البته زیاد راجع به عاشورا برام گفته بودن ولی از این منبع مهمتر

و معتبرتر دیگه پیدا نمیشه.

خواهش میکنم اگه شما هم مثل من فقط شنیدین حتما این کتاب رو در اولین فرصت بخونین.

متن زیر از کتاب لهوف اشکمو در آورد:

...  عمر بن سعد به خولی بن یزید گفت که سر امام را جدا کند ولی دستانش لرزید و نتوانست و پس از خولی، سنان بن أنس نخعی از اسبش به زیر آمد فضربه بالسیف فی حلقه الشریف و هو یقول: «والله انیّ لاحترُّ رأسک و أعلم أنّک إبن رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ و خیر الناس أباً و أمّاً» ثمّ احترَّ رأسه المقدس المعظَّم: سید ابن طاووس به صراحت می گوید: سنان بن أنس (لعنه الله) شمشیر خویش را بر گلوی حسین ـ علیه السّلام ـ نهاده و گفت: به خدا سوگند، سر تو را از بدن جدا می کنم در حالی که می دانم تو پسر رسول خدا هستی و پدر و مادرت بهترین مردم هستند و پس از گفتن این کلام، سر مقدس آن بزرگوار را از تن جدا کرد.

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : دلنوشته عاشورایی , دلنوشته , عاشورایی , دلنوشته محرم , محرم , داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , لهوف , سیدبن طاووس , کتاب لهوف ,

تاریخ : جمعه 01 آبان 1394 | نظرات () بازدید : 256
نویسنده : محمدامین |

دلنوشته غربت امام حسین(ع)

دلنوشته غربت امام حسین(ع)

امروز که پنج روز از محرم رفته همه جا دیگه کامل سیاه پوش شده پس فکر نکنم کسی ندونه تو ماه محرم هستیم ولی غربت آقا هنوزم موج میزنه

حتی توی زمان ما حتما می پرسی چرا؟

غربت امام حسین(ع) رو میشه حس کرد وقتی توی این روزا آرایش پسرها و دخترها بیشتر شده آیا واقعا قبل از محرم هم این افراد با این وضع بیرون می اومدن؟

غربت امام حسین(ع) رو میشه فهمید از مداح هایی که به اسم رضای خدا و آقا میان  جلسه ای چند میلیون میگیرن و کارگر تو شهر همون مداح هر دو ماه یکبار میتونه اون مبلغ یک شب مداح رو از کارفرما بگیره ، مداح عزیز عزاداریت قبول باشه.

غربت امام حسین(ع) به چشم دیده میشه زمانی که نماز جماعت ها خلوته.

غربت امام حسین(ع) رو میشه معنا کرد برای غربت امام زمان(عج)

غربت امام حسین(ع) رو میتونم درک کنم وقتی حتی خودم برای سرگرمی میرم توی عزاداری آقا.

با متنی که نوشتم یادم افتاد به داستان یکی از ائمه بعد از امام حسین(ع) که جریانش به این صورت هست:

مامون رقّى - كه يكى از دوستان امام جعفر صادق عليه السلام است - حكايت مي‌كند:

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : دلنوشته غربت امام حسین(ع) , دلنوشته , غربت , امام حسین(ع) , دلنوشته غربت , دلنوشته امام حسین(ع) , غربت امام حسین(ع) , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , دلنوشته محرم , ماه محرم ,

تاریخ : دوشنبه 27 مهر 1394 | نظرات () بازدید : 263
نویسنده : محمدامین |

دلنوشته محرمی امیر دل

دلنوشته محرمی امیر دل

سخته ولی سعی میکنم تو ماه محرم بجای خنده و قهقهه ، فقط لبخند بزنم.

سخته ولی سعی میکنم تو ماه محرم افسار چشمام رو دستم بگیرم.

سخته ولی سعی میکنم تو ماه محرم نمازم مخصوصا نماز صبح رو اول وقت بخونم.

سخته ولی سعی میکنم تو ماه محرم گوش به حرفهای معنوی بدم.

سخته ولی سعی میکنم تو ماه محرم با زبانم بجای جوک و چرت و پرت ، حرف موثر و معنوی بزنم.

 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : دلنوشته محرمی امیر دل , دلنوشته محرمی امیردل , دلنوشته محرم امیر دل , دلنوشته , محرم , امیر , دل , دلنوشته محرم , داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی ,

تاریخ : چهارشنبه 22 مهر 1394 | نظرات () بازدید : 208
نویسنده : محمدامین |

داستان گریه آدم (ع) برای امام حسین(ع)

داستان گریه آدم (ع) برای امام حسین(ع)

صاحب کتاب درالیمین در تفسیر این آیه مبارکه از قرآن کریم "فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم" می فرماید: خلاصه معنی چنان است که آدم (ع) در ساق عرش کلمه چند نگریست، جبرئیل او را بیاموخت که بدان کلمات که اسماء پیغمبر و آل پیغمبر بود پناهنده شود و بدین گونه سخن کند:

قال: "یا حمید بحق محمد، یا عالی بحق علی، یا فاطر بحق فاطمه، یا محسن بحق الحسن و الحسین و منک الاحسان."

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستان گریه آدم (ع) برای امام حسین(ع) , داستان گریه آدم (ع) , داستان محرم , داستان گریه برای امام حسین(ع) , داستان گریه , آدم (ع) , امام حسین(ع) , داستان ماه محرم , داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی ,

تاریخ : سه شنبه 21 مهر 1394 | نظرات () بازدید : 235
نویسنده : محمدامین |

داستان زوار امام رضا(ع) و امام حسین (ع)

داستان زوار امام رضا(ع) و امام حسین (ع)

روايت شده كه روزى دو نفر از محّبان ، يكى از زيارت خراسان و ديگرى از زيارت كربلا به شهر سرمن راى (سامرّا) وارد مى شدند پس احوالات را به خدمت امام حسن عسگرى عليه السلام معروض داشتند آن حضرت ، آن دو را پيشواز كردند، امّا در وقت مراجعت آن حضرت پياده تشريف مى آوردند، يكى از اصحاب عرض كرد:

يابن رسول اللّه اسب سوارى موجود است چرا سوار نمى شويد، فرمودند: به خود گوارا نمى بينم كه دوستان و محبّان ما پياده باشند و من سوار شوم ، پس با همان حال با آن دو نفر به خانه ايشان تشريف آوردند.

آن حضرت به ايشان نظر مبارك مى كرد و مى گريست به حدّى كه عرض ‍ كردند: يابن رسول اللّه سبب گريه شما چيست ؟

فرمودند: سبب گريه من اين دو نفر زائر هستند، وقتى به زائر خراسان نظر ميكنم جدّم امام رضا عليه السلام به خاطرم مى آيد كه در ولايت غريب ، بى كس و تنها به او زهر دادند و جگر مباركش را پاره پاره نمودند و احدى نبود تا او را يارى و دلدارى نمايد.

و وقتى به اين زائر مى نگرم به خاطرم ميرسد كه جدّم سيّدالشهداء(ع ) كه در روز عاشورا با لب تشنه و جگر سوخته و بى كس و تنها در ميان اهل ظلم و جفا با بدن پاره پاره بر روى خاك و ريگهاى كربلا افتاده بود و درميان اهل ظلم كسى نبود كه يارى اش كند پس هر كس كه يارى و اعانت زوّار ما را كند گويا ما را اعانت و يارى كرده است .

كتاب مفتاح الجنّه

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستان زوار امام رضا(ع) و امام حسین (ع) , داستان زوار , داستان زوار امام رضا(ع) , داستان زوار امام حسین (ع) , داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی ,

تاریخ : دوشنبه 20 مهر 1394 | نظرات () بازدید : 230
نویسنده : محمدامین |

داستان گریه پیامبر(ص) برای امام حسین(ع)

داستان گریه پیامبر(ص) برای امام حسین(ع)

در روايت اهل سنت و شيعه مستندا نقل شده است كه امّ سلمه همسر پيامبر (ص ) مى گويد:

روزى رسول خدا (ص ) مشغول استراحت بودند كه ديدم امام حسين عليه السلام وارد شدند، و بر سينه پيامبر(ص ) نشستند، حضرت رسول (ص ) فرمودند: مرحبا نور ديده ام ، مرحبا ميوه دلم ، چون نشستن حسين عليه السلام بر سينه پيامبر (ص ) طولانى شد، پيش خودم گفتم ! كه شايد پيامبر(ص ) ناراحت شوند ،و جلو رفتم ، تا حسين عليه السلام را بر دارم .

حضرت پيامبر (ص ) فرمودند: امّ سلمه تا وقتى كه حسينم خودش ‍ مى خواهد بگذار بر سينه ام بنشيند، و بدان كه هر كس باندازه تار مويى حسينم را اذيّت كند مانند آن است كه مرا اذيّت كرده است .

امّ سلمه مى گويد: من از منزل خارج شدم ، و وقتى باز گشتم به اتاق رسول خدا(ص ) ديدم پيامبر (ص ) گريه مى كند، خيلى تعجّب كردم ! و ...

 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : گریه پیامبر(ص) برای امام حسین(ع) , گریه پیامبر(ص) , امام حسین(ع) , گریه برای امام حسین(ع) , گریه امام حسین(ع) , داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , داستان محرم , ماه محرم , داستان ماه محرم ,

تاریخ : دوشنبه 20 مهر 1394 | نظرات () بازدید : 211
نویسنده : محمدامین |

داستان فروش تربت امام حسین(ع)

 

داستان فروش تربت امام حسین(ع)

از مرحوم سيد احمد بهبهانى نقل شده : در ايام توقفم در كربلا حاج حسن نامى در بازار زينبيه ، دكانى داشت كه مهر و تسبيح مى ساخت و مى فروخت . معروف بود كه حاجى تربت مخصوصى دارد و مثقالى يك اشرفى مى فروشد.

روزى در حرم امام حسين عليه السلام حبيب زائرى را دزدى زد و پولهايش ‍ را برد. زائر خود را به ضريح مطهر چسبانيد و گريه كنان مى گفت : يا اباعبداللّه در حرم شما پولم را بردند، در پناه شما هزينه زندگيم را بردند. به كجا شكايت ببرم ؟

حاج حسن مزبور حاضر متأثر شد و با همين حال تأثر به خانه رفت و در دل به امام حسين عليه السلام گريه مى كرد.

شب در خواب ديد كه در حضور سالار شهيدان به سر مى برد به آقا گفت : از حال زائرت كه خبر دارى ؟ دزد او را رسوا كن تا پول را برگرداند.

امام حسين فرمود: مگر من دزد گيرم ؟

اگر بنا باشد كه دزدها را نشان دهم بايد اول تو را معرفى كنم .

حاجى گفت : مگر من چه دزدى كردم ؟

 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , فروش تربت امام حسین(ع) , فروش تربت , امام حسین(ع) , فروش امام حسین(ع) , فروش , تربت , امام , حسین(ع) ,

تاریخ : یکشنبه 19 مهر 1394 | نظرات () بازدید : 311
نویسنده : محمدامین |

نوحه ماه غم ماه ماتم

نوحه ماه غم ماه ماتم

ماه محرم عالم را غم گرفته

در باغِ رضوان زهرا ماتم گرفته

یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا(2)

 

ماه محرم جهان گشته سیه پوش

زمزمه ی قدسیان می رسد بر گوش

یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا(2)

 

زهرا ببین کاروان کربلا را

قافلة خامس آلِ عبا را

یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا(2)

 

منبع شعر   ::::  كتاب "یك ماه خون گرفته،‌هفتاد و دو ستاره" نوشته حسین فتحی

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : نوحه ماه غم ماه ماتم , نوحه ماه غم , نوحه ماه ماتم , نوحه ماه محرم , ماه محرم , داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , مداحی , نوحه امیر دل , نوحه مداحی ,

تاریخ : شنبه 18 مهر 1394 | نظرات () بازدید : 177
نویسنده : محمدامین |

دلنوشته بوی محرم می آید ولی ...

دلنوشته بوی محرم می آید ولی ...

بوی محرم می آید ولی آیا امسال هم می خواهم مثل پارسال باشم؟

بوی محرم می آید ولی بهتر است دلم هم  محرم راز خدا شود.

بوی محرم می آید ولی اگر نگاه ولگردم باز هوس ولگردی بسرش بزند چه کنم؟

بوی محرم می آید ولی راه مام حسین(ع) را گم کرده ام!

بوی محرم می آید ولی . . .

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , محرم , ماه محرم , دلنوشته ماه محرم , دلنوشته , دلنوشته امیردل , بوی محرم , راه امام حسین(ع) , محرم امیر دل , دلنوشته محرم ,

تاریخ : دوشنبه 13 مهر 1394 | نظرات () بازدید : 221
نویسنده : محمدامین |

خواص آیت الکرسی

بعد از هر نماز دستان را روی چشم بگذارید و بعد از خواندن آیت الكرسی بگویید:"اللهم احفظ حدقتی بحق حدقتی علی بن ابیطالب(ع)"

************************

امام كاظم (ع) فرمود: از بعضی پدران بزرگوارم شنیدم كه كسی داشت سوره حمد را می خواند پس حضرت فرمود: هم شكر خدا را به جای آورد و هم به پاداش رسید. بعد حضرت شنید كه سوره توحید می خواند فرمود: ایمان آورد و ایمنی به دست آورد و سپس شنید كه سوره قدر می خواند فرمود: راست گفت و آمرزیده شد و بعد شنید كه آیت الكرسی می خواند فرمود: خداوند خالق امان نامه برایش فرو فرستاد.


*****************************


پیامبر فرمودند با فضیلت ترین آیه ای كه بر من نازل شد آیه الكرسی است.

*****************************

پیامبر فرمودند آیه الكرسی وسوره توحید عظیم تر از همه چیزهایی است كه دون و پست تر از خداست.
****************************

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , خواص آیات قرآن , خواص آیت الکرسی , خواص آیه الکرسی , حاجت با قرآن , زیادی حافظه , آیت الکرسی ,

تاریخ : دوشنبه 12 مرداد 1394 | نظرات () بازدید : 250
نویسنده : محمدامین |

سخنی درباره نماز از آیت الله قاضی طباطبایی (ره)

شما را سفارش می کنم به اینکه نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آنها به جا بیاورید و آن نمازها با نوافل، 51 رکعت است؛ پس اگر نتوانستید، 44 رکعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید، حداقل نماز توابین را بخوانید [نماز اهل انابه و توبه هشت رکعت هنگام زوال است].
مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می کنند که می فرمودند: اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند.
مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند: روزی یکی را به محضر آقای قاضی آوردند که مثلا آقا دستش را بگیرد و راهنمایی اش کند. مرحوم آقای قاضی فرموده بودند: به این آقا بگویید که نماز را در اول وقت بخواند.بعد معلوم شد که آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخته است.
اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را بازاری نکنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع. اگر نماز را تحفظ کردید همه چیزتان محفوظ میماند و تسبیح صدیقه کبری سلام الله علیها که از ذکر کبیر به شمار می آید و آیت الکرسی در تعقیب نماز ترک نشود.
 
دعا در قنوت نماز
آقای قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نماز هایشان بخوانند: اللهم ارزقنی حبّک و حبّ ما تحبه، و حبّ من یحبّک، والعمل الذی یبلغنی إلی حبّک واجعل حبّک احبّ الاشیاء إلی.

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : سخنی درباره نماز از آیت الله قاضی طباطبایی (ره) , سخنی درباره نماز , از آیت الله قاضی طباطبایی (ره) , سخنی درباره نماز از آیت الله قاضی , آیت الله قاضی , داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , دعا در قنوت نماز , دعای قنوت نماز , قنوت نماز ,

تاریخ : چهارشنبه 03 تير 1394 | نظرات () بازدید : 227
نویسنده : محمدامین |

احادیث درباره ماه مبارک رمضان

احادیث درباره ماه مبارک رمضان

پیامبر اکرم (ص):

شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَز َّوَ جَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ يُضاعِفُ اللّه‏ُ فيهِ الحَسَناتِ وَ يَمحو فيهِ السَّيِّئاتِ وَ هُوَ شَهرُ البَرَكَةِ؛

ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مى‏افزايد و گناهان را پاك مى‏كند و آن ماه بركت است.

بحار الانوار(ط-بیروت) ج93 ، ص340 - فضایل الاشهر الثلاثه ص95

**************************************************
امام صادق علیه السلام :

مَنْ صَامَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ مِنْ آخِرِ شَعْبَانَ وَ وَصَلَهَا بِشَهْرِ رَمَضَانَ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ صَوْمَ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْن‏

هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برايش محسوب مى‏ كند.

من لا یحضره الفقیه ج 2 ، ص 94 ، ح 1829 - امالی(صدوق) ص 670

 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : احادیث درباره ماه مبارک رمضان , داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , ماه مبارک رمضان , احادیث ماه مبارک رمضان , احادیث , درباره , ماه , مبارک , رمضان ,

تاریخ : شنبه 23 خرداد 1394 | نظرات () بازدید : 248
نویسنده : محمدامین |

در انتظار ماه مبارک رمضان

در انتظار ماه مبارک رمضان

درسته این سایت مربوط به داستانهای مذهی هست ولی این بار با تمام وجود

منتظر ماه مبارک رمضان هستم تا کمی از تنبلی و سستی در عبادت بیرون بیایم

و شروع کنیم به رشد معنوی به امید دیدار شما در گروه مذهبی امیر دل.

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستان , روایات مذهبی , روایت مذهبی , مذهبی , روایات , روایت , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , در انتظار ماه مبارک رمضان , انتظار ماه مبارک رمضان , ماه مبارک رمضان , در انتظار ماه رمضان , انتظار , ماه , مبارک , رمضان ,

تاریخ : شنبه 23 خرداد 1394 | نظرات () بازدید : 205
نویسنده : محمدامین |

عضویت در کانال امیر دل تلگرام و  پیج اینستاگرام

بسم الله الرحمن الرحیم

با توجه به اینکه  عضویت در شبکه های اجتماعی برای رساندن پیام و مطلب رایج شده کسانی که درخواست عضویت در پیج امیر دل و در  اینستاگرام و تلگرام سایت امیردل را

دارند از قسمت عضویت در کانال امیر دل تلگرام اقدام نمایند.

ضمن اینکه عضویت در گروه کاملا رایگان میباشد .

 

 

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/amiredel

 

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

 

amiredel.ir

 

 

      گروه واتس آپ تعطیل شد.

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : شرایط عضویت در گروه واتس آپ , عضویت در گروه واتس آپ , شرایط گروه واتس آپ , گروه واتس آپ , واتس آپ , گروه مذهبی واتس آپ , عضویت در گروه مذهبی واتس آپ , عضویت در گروه مذهبی , گروه مذهبی امیر دل واتس آپ , گروه مذهبی امیر دل , مذهبی , داستان مذهبی , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , پیج لاین , پیج امیر دل ,

تاریخ : چهارشنبه 02 ارديبهشت 1394 | نظرات () بازدید : 859
نویسنده : محمدامین |

داستان زیارت امام حسین (ع) از راه دور

داستان زیارت امام حسین (ع) از راه دور

سدیر گوید:

امام صادق (ع) به من فرمود:

ای سدیر، هر روز به زیارت قبر امام حسین (ع) می روی؟

گفتم نه، فدایت شوم.

فرمود: چه جفایی می کنی، آیا در هر ماه زیارت می کنی؟

گفتم: نه.

فرمود: در هر سال یکبار به زیارت می روی؟

گفتم: به همین گونه است.

فرمود: ای سدیر، چقدر نسبت به امام حسین (ع) روی گردان و بی اعتنا هستید؟!

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستان زیارت امام حسین (ع) از راه دور , داستان زیارت امام حسین (ع) , داستان زیارت , داستان امام حسین (ع) , زیارت امام حسین (ع) از راه دور , داستان زیارت از راه دور , زیارت امام از راه دور , زیارت از راه دور , زیارت , امام حسین (ع) , راه , دور , داستان , روایت مذهبی , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی ,

تاریخ : شنبه 29 فروردين 1394 | نظرات () بازدید : 321
نویسنده : محمدامین |

داستان پذیرایی مرده از زندگان

داستان پذیرایی مرده از زندگان

در ایّام جوانی با پدرم و جمعی از دوستان، هنگام عید نوروز در «اصفهان» دید و بازدید می کردیم. روز سه شنبه ای برای بازدید یکی از رفقا که منزلش نزدیک تخت فولاد اصفهان بود، رفتیم.گفتند: ایشان منزل نیست. چون راه طولانی و درازی را آمده بودیم، برای رفع خستگی و زیارت اهل قبور به قبرستان «تخت فولاد» رفتیم و آنجا نشستیم. یکی از رفقا به مزاح و شوخی رو به قبر نزدیکمان کرد وگفت: ای صاحب قبر! ایّام عید است. آیا از ما پذیرایی نمی کنی؟ ناگهان صدایی از قبر بلند شد وگفت: هفتة دیگر روز سه شنبه همین جا همه مهمان من هستید.

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستان , مذهبی , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , داستان پذیرایی , مرده از زندگان , داستان مرده , داستان زندگان , پذیرایی مرده از زندگان , پذیرایی مرده , داستان پذیرایی زندگان , پذیرایی زندگان , پذیرایی , مرده , از , زندگان ,

تاریخ : سه شنبه 25 فروردين 1394 | نظرات () بازدید : 355
نویسنده : محمدامین |

ذکر = باغ بهشت

ذکر = باغ بهشت

از نبى اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) روايت شده كه فرمودند: از باغهاى بهشتى بخوريد.
پرسيدند: باغهاى بهشتى چيست ؟
حضرت فرمودند: هر صبح و شام به ياد و ذكر خدا مشغول بودن ، پس تا مى توانيد ذكر بگوئيد و كسى كه دوست دارد مقام خود را نزد خدا ببيند كه مقام خدا نزد او چقدر و به چه ميزان است؟

ببیند چه اندازه به ذكر خدا مشغول است ، زيرا خداوند، آن اندازه به بنده اش ‍ مقام و ارزش  مى دهد، كه او به خداوند داده است.

بدانيد كه بهترين اعمال و ذكرها نزد خدا و بهتر از آنچه آفتاب بر آن مى تابد ياد خدا است و خودش خبر داده كه من ، همنشين كسى هستم كه مرا ياد كرده باشد و چه مقامى بالاتر از اينكه خدا همنشين كسى باشد.
در روايات آمده كه دنيا و شيطان به سراغ اجتماع ذاكران خدا نمى روند.

 

جانا نظرى كه ناتوانم   بخشا، كه به لب رسيد جانم
درياب ، كه نيك دردمندم   بشتاب ، كه سخت ناتوانم
من خسته كه روى تو نبينم   آخر به چه روى زنده مانم ؟
گفتى كه : بمردى از غم   تعجيل مكن كه اندر آنم
اينك به در تو آمدم باز   تا بر سر كويت جان فشانم
افسوس بود كه بهر جانى   از خاك در تو باز مانم 

 

 

     
     
     
     
     
     
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : ذکر = باغ بهشت , ذکر باغ بهشت , ذکر بهشت , باغ بهشت , ذکر باغ , داستان , مذهبی , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی , روایات مذهبی , روایت مذهبی ,

تاریخ : دوشنبه 28 بهمن 1392 | نظرات () بازدید : 417
نویسنده : محمدامین |

داستان ساقط کردن از درجه

روايت شده عابدى در تمام عمر در جنگلى گوشه گرفته و به عبادت خداوند مشغول بود، روزى چشمش به پرنده اى افتاد كه بر بالاى درختى لانه داشت و آواز خوش سر مى داد.
عابد با خود گفت : اگر محل عبادت خود را نزد آن درخت قرار بدهم بهتر است ، زيرا از صداى خوش آن پرنده هم لذت برده و با صداى آن پرده انس ‍ مى گيرم ، چنان كرد و محل عبادتش را نزد آن درخت قرار داد.
خداوند به پيامبر آن زمان خطاب نمود و فرمود: به فلان عابد بگو كه انس به مخلوق من گرفتى ، تو را از مقام و درجه ات ساقط مى كنم ، بطورى كه با هيچ عملى دوباره به آن مقام نخواهى رسيد.

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستان ساقط کردن از درجه , داستان ساقط کردن , داستان سقط کردن , داستان درجه , ساقط کردن , درجه , داستان , مذهبی , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی ,

تاریخ : سه شنبه 24 دي 1392 | نظرات () بازدید : 365
نویسنده : محمدامین |

پنج صفت خداپرست واقعی

خداوند متعال به پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم) خطاب كرد:
اى احمد! مى دانى چه وقت بنده ، خدا را به راستى خواهد پرستيد؟
حضرت فرمودند: نه .
پروردگار فرمود: هنگامى كه پنج صفت صفت داشته باشد:
1- تقوى كه از گناه حفظش كند.
2- سكوتى كه از بيهوده بازش دارد.
3- ترسى كه هر روز گريه اش را زياد كند.
4- دشمنى دنيا و دوستى نيكان به جهت دوستى من با آنها.

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : پنج صفت خداپرست واقعی , پنج صفت خداپرست , خداپرست واقعی , پنج صفت خدا , خداپرست , داستان , مذهبی , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی ,

تاریخ : سه شنبه 24 دي 1392 | نظرات () بازدید : 466
نویسنده : محمدامین |

داستان برنامه خدا برای پیامبرش

خداوند به يكى از پيغمبران وحى نمود: فردا صبح ، اول چيزى كه ديدى بخور، دومى را بپوشان ، سومى را بپذير، چهارمى را نااميد مكن ، و از پنجمى بپرهيز.
صبح گاه از جا حركت كرد، در اولين وهله به كوه بزرگ سياهى برخورد متحير ايستاد كه چه كنم ، سپس با خود گفت : خدا دستور محال و نشدنى را نمى دهد، به قصد خوردن كوه جلو رفت ، هر چه جلوتر مى رفت كوه كوچكتر شد، تا بصورت لقمه اى در آمده چون خورد ديد گواراترين خوراك است ، از آنجا گذشت ، طشت طلائى را ديد طبق دستور گودالى كندو آن را پنهان نمود، اندكى رفت و پشت سر نگاه كرد، ديد طشت خود به خود بيرون افتاده ، گفت : من آنچه بايد بكنم كرده ام ، سپس به مرغى برخورد كه يك باز شكارى آن را تعقيب مى كرد، مرغ آمد دور او چرخيد، پيغمبر گرفت : من ماءمور او را

بپذيرم آستين گشود، مرغ وارد آستين شد،

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستان برنامه خدا برای پیامبرش , داستان برنامه خدا برای پیامبر , داستان برنامه خدا , داستان برنامه پیامبر , برنامه خدا برای پیامبرش , برنامه خدا برای پیامبر , داستان خدا برای پیامبرش , داستان , مذهبی , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی ,

تاریخ : سه شنبه 17 دي 1392 | نظرات () بازدید : 811
نویسنده : محمدامین |

داستان ورود به بهشت

حضرت موسى (عليه السلام) عرض كرد: پروردگارا كدام يك از بندگان تو نزد تو عزيز و محترمند.
خطاب شد اى موسى! آن كسى كه در وقت قدرت و توانائى، عفو نمايد، و اگر ظلمى به او كردند صبر كند، و انتقام نگيرد و از آنها درگذرد.
امام سجاد (عليه السلام) فرمود: روز قيامت كه مردم در صحراى قيامت جمع مى شوند: منادى ندا مى كند، كجايند اهل فضل، جماعتى بر مى خيزند، خطاب مى شود: به سوى بهشت برويد.
ملائكه به آنها مى رسند و مى گويند: شما كيستيد، كجا مى رويد؟ مى گويند: ما اهل فضل هستيم و رو به بهشت مى رويم.
ملائكه مى گويند: فضل شما در دنيا چه بود؟
مى گويند: ما كسانى هستيم كه هرگاه به ما ظلم مى كردند آنها را عفو مى كرديم، و از آنها در مى گذشتيم.
ملائكه به آنها مى گويند: داخل بهشت شويد فنعم اجر العاملين همين قدر در شرافت و فضيلت اين صفت بس كه از نيكوترين صفات پروردگار است.

 

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستان ورود به بهشت , داستان ورود بهشت , داستان بهشت , داستان ورود , ورود به بهشت , بهشت , ورود , داستان , مذهبی , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی ,

تاریخ : سه شنبه 03 دي 1392 | نظرات () بازدید : 432
نویسنده : محمدامین |

داستان رسیدن حق به حقدار

نقل كرده اند در زمان حضرت داوود (عليه السلام) شخص بيكارى بوده و كار و كاسبى نداشتند. مكرر دعا مى كرد: اللهم ارزقنى رزقا حلالا واسعا.

اين دعا مى كرد دائم كاى خدا   روزى بى رنج و زحمت ده مرا

مردم او را مسخره مى كردند به او مى خنديدند كه عجب مرد احمقى است روزى بى رنج و زحمت از خدا مى خواهد و حال آنكه همه مردم به كد يمين و عرق جبين كسب مى كنند و روزى مى خورند حتى داوود (عليه السلام) به زحمت از زره سازى نان مى خورد، گاهى از روى طعنه به او مى گفتند، اگر چيزى پيدا كردى تنها نخورى مرا هم صدا بزن و آن مرد متصل دعايش ‍ همين بود.

تا كه شد مشهود در شهر و شهير   گه ز انبان تهى جويد پنير


امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستان رسیدن حق به حقدار , داستان رسیدن حق به حق , داستان رسیدن حق , داستان رسیدن به حقدار , رسیدن حق به حقدار , رسیدن حق به حق , رسیدن حق , حقدار , حق , داستان , مذهبی , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی ,

تاریخ : سه شنبه 03 دي 1392 | نظرات () بازدید : 555
نویسنده : محمدامین |

داستان امداد غیبی

در جنگ تحميلى عراق عليه ايران، در عمليات والفجر8 كه منجر به آزادسازى بندر استراژيكى ((فاو)) شد، يكى از پزشكان متعهد مى گفت:
بيمارستان صحرائى در خط جبهه به راه انداخته بوديم، هر روز بمباران مى شد، در بيمارستان سايت - محل موشك انداز زمين به هوا - براى صيد هواپيماهاى دشمن قرار داشت.
هنگام حمله هوائى دشمن، كاركنان اورژانس، بسيار مشتاق بودند منظره برخورد موشك به هواپيماى دشمن را ببينند، در يكى از اين حملات بمب دشمن به آزمايشگاه بيمارستان خورد.
در همان روز حدود پنجاه نفر از بهترين افراد بهدارى ما در بيرون بيمارستان تجمع كرده بودند كه منظره پرتاب موشك را بسوى هواپيماى دشمن ببينند يكى از كاركنان صدا زد، آقايان و خانمها با عجله داخل بيمارستان بيائيد، آنها با عجله وارد بيمارستان شدند، در همان لحظه بمبى از ناحيه دشمن پرتاب شد و صاف به محل تجمع قبلى افتاد و منفجر شد، و همه كاركنان كه وارد بيمارستان شده بودند جان سالم بدر بردند، و اين يكى از امدادهاى الهى بود كه دو بمب يكى به بيمارستان و ديگرى به بيرون بيمارستان پرتاب شد، آنگاه كه در بيرون منفجر شد، آنها در داخل بيمارستان بودند.

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستان امداد غیبی , داستان امداد , داستان غیبی , داستان امداد غیب , امداد غیبی , امداد , غیب , داستان , مذهبی , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی ,

تاریخ : سه شنبه 03 دي 1392 | نظرات () بازدید : 881
نویسنده : محمدامین |

داستان دست غیبی

كارگرى كه اهالى يكى از روستاهاى قزوين بود به تهران رفته تا با فعاليت و دسترنج خود قوت و پولى تهيه كند و به ده خود برگشته و با زن و بچه خود براى امرار معاش از آن پول استفاده نمايد، پس از كار كردن مدتى، پول خوبى به دستش آمد و عازم ده خود گرديد.
يك مرد تبهكارى از جريان اين كارگر ساده مطلع مى شود و تصميم مى گيرد كه دنبال او رفته و به هر قيمتى كه هست پول او را بدزدد و تصاحب نمايد كارگر سوار اتومبيل شده و با خوشحالى عازم ده شد، غافل از اينكه مردى بد طينت در كمين اوست.

     

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : داستان دست غیبی , داستان غیبی , داستان دست , دست غیبی , داستان دست غیب , دست غیب , داستان , مذهبی , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی ,

تاریخ : سه شنبه 03 دي 1392 | نظرات () بازدید : 443

داستان انصاف تاریخ : پنجشنبه 12 مرداد 1396
داستان فضل خداوند تاریخ : شنبه 17 تیر 1396
خدا کیست؟ تاریخ : جمعه 15 بهمن 1395
داستان من صاحب جنازه ام تاریخ : چهارشنبه 06 بهمن 1395
پاورپوینت اخلاص تاریخ : پنجشنبه 30 دی 1395
داستان اثر کار برای رضای خدا تاریخ : پنجشنبه 30 دی 1395
داستانی از لطف خدا به بنده تاریخ : یکشنبه 26 دی 1395
پاورپوینت سفر خوشبختی تاریخ : جمعه 24 دی 1395
داستان عفو و گذشت = بهای بهشت تاریخ : چهارشنبه 15 دی 1395
ماجرای گفتگوی خدا با شیطان تاریخ : چهارشنبه 15 دی 1395

تعداد صفحات : 2


سایت امیر دل منبع داستان مذهبی, روایات مذهبی, روایت مذهبی,مذهبی, روایات, روایت,داستان مذهبی,خدا,امیر دل,داستان خدا,مرجع داستان مذهبی,مرجع مذهبی
بالای صفحه
امیر دل
firefox
opera
google chrome
safari