close
تبلیغات در اینترنت
داستان زوار امام رضا(ع)

تبلیغات

درباره ما

    سایت امیرِدل منبع داستان و روایات مذهبی از آبان ماه سال 92 شروع به فعالیت نموده است.

تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجي

    آیا برای خواندن مطالب سایت صلوات فرستادین؟


آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 134
    کل نظرات کل نظرات : 3
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 51

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 61
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 221
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 2
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 12
    آي پي امروز آي پي امروز : 19
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 68
    بازدید هفته بازدید هفته : 631
    بازدید ماه بازدید ماه : 2,567
    بازدید سال بازدید سال : 44,522
    بازدید کلی بازدید کلی : 423,826

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 3.85.245.126
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : پنجشنبه 25 مهر 1398

داستان زوار امام رضا(ع) و امام حسین (ع)

داستان زوار امام رضا(ع) و امام حسین (ع)

داستان زوار امام رضا(ع) و امام حسین (ع)

روايت شده كه روزى دو نفر از محّبان ، يكى از زيارت خراسان و ديگرى از زيارت كربلا به شهر سرمن راى (سامرّا) وارد مى شدند پس احوالات را به خدمت امام حسن عسگرى عليه السلام معروض داشتند آن حضرت ، آن دو را پيشواز كردند، امّا در وقت مراجعت آن حضرت پياده تشريف مى آوردند، يكى از اصحاب عرض كرد:

يابن رسول اللّه اسب سوارى موجود است چرا سوار نمى شويد، فرمودند: به خود گوارا نمى بينم كه دوستان و محبّان ما پياده باشند و من سوار شوم ، پس با همان حال با آن دو نفر به خانه ايشان تشريف آوردند.

آن حضرت به ايشان نظر مبارك مى كرد و مى گريست به حدّى كه عرض ‍ كردند: يابن رسول اللّه سبب گريه شما چيست ؟

فرمودند: سبب گريه من اين دو نفر زائر هستند، وقتى به زائر خراسان نظر ميكنم جدّم امام رضا عليه السلام به خاطرم مى آيد كه در ولايت غريب ، بى كس و تنها به او زهر دادند و جگر مباركش را پاره پاره نمودند و احدى نبود تا او را يارى و دلدارى نمايد.

و وقتى به اين زائر مى نگرم به خاطرم ميرسد كه جدّم سيّدالشهداء(ع ) كه در روز عاشورا با لب تشنه و جگر سوخته و بى كس و تنها در ميان اهل ظلم و جفا با بدن پاره پاره بر روى خاك و ريگهاى كربلا افتاده بود و درميان اهل ظلم كسى نبود كه يارى اش كند پس هر كس كه يارى و اعانت زوّار ما را كند گويا ما را اعانت و يارى كرده است .

كتاب مفتاح الجنّه


تاریخ ارسال پست: دوشنبه 20 مهر 1394 ساعت: 10:59
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,,,,