close
تبلیغات در اینترنت
داستان بهشت

تبلیغات

درباره ما

    سایت امیرِدل منبع داستان و روایات مذهبی از آبان ماه سال 92 شروع به فعالیت نموده است.

تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجي

    آیا برای خواندن مطالب سایت صلوات فرستادین؟


آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 134
    کل نظرات کل نظرات : 3
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 51

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 56
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 271
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
    آي پي امروز آي پي امروز : 25
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 196
    بازدید هفته بازدید هفته : 56
    بازدید ماه بازدید ماه : 3,541
    بازدید سال بازدید سال : 58,531
    بازدید کلی بازدید کلی : 437,835

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 18.210.23.15
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : دوشنبه 25 آذر 1398

داستان ورود به بهشت

داستان ورود به بهشت

حضرت موسى (عليه السلام) عرض كرد: پروردگارا كدام يك از بندگان تو نزد تو عزيز و محترمند.
خطاب شد اى موسى! آن كسى كه در وقت قدرت و توانائى، عفو نمايد، و اگر ظلمى به او كردند صبر كند، و انتقام نگيرد و از آنها درگذرد.
امام سجاد (عليه السلام) فرمود: روز قيامت كه مردم در صحراى قيامت جمع مى شوند: منادى ندا مى كند، كجايند اهل فضل، جماعتى بر مى خيزند، خطاب مى شود: به سوى بهشت برويد.
ملائكه به آنها مى رسند و مى گويند: شما كيستيد، كجا مى رويد؟ مى گويند: ما اهل فضل هستيم و رو به بهشت مى رويم.
ملائكه مى گويند: فضل شما در دنيا چه بود؟
مى گويند: ما كسانى هستيم كه هرگاه به ما ظلم مى كردند آنها را عفو مى كرديم، و از آنها در مى گذشتيم.
ملائكه به آنها مى گويند: داخل بهشت شويد فنعم اجر العاملين همين قدر در شرافت و فضيلت اين صفت بس كه از نيكوترين صفات پروردگار است.

 


تاریخ ارسال پست: سه شنبه 03 دي 1392 ساعت: 17:6
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,,,

داستان میوه بهشت

داستان میوه بهشت


از خاتم الانبياء (صلى الله عليه و آله و سلم) منقول است: كه مؤمن بر تخت خود در بهشت نشسته كه ناگاه مرغانى كه قدر شترى هستند مى آيند. مؤمن اراده خوردن گوشت آنها را مى كند، مرغان فورا مى نشينند، بال هاى مرغ ريخته و كباب مى شود و مؤمن آن را مى خورد و چون مؤمن سير شد و الحمدلله گفت، مرغ زنده مى شود و مى پرد و بين مرغان افتخار مى كند.
باز از حضرت خاتم الانبياء (صلى الله عليه و آله و سلم) است كه فرمود:


تاریخ ارسال پست: پنجشنبه 28 آذر 1392 ساعت: 16:41
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,

داستان بهشت رفتن بدون حساب

داستان بهشت رفتن بدون حساب

رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود:
اذا كان يوم القيمه انبت الله لطائفه من امتى اجنحه فيطيرون من قبور هم الى الجنان
يعنى روز قيامت كه مى شود خداوند به بعضى از امت من بالهايى عطا مى كند كه از قبرهاى خود پرواز مى كنند و به سوى بهشت مى روند و آنجا متنعم مى شوند، ملائكه از آنها مى پرسند: شما از حساب فارغ شديد؟


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 24 آذر 1392 ساعت: 11:1
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,

داستان بهشت مال شماست

داستان بهشت مال شماست

وقتى حضرت زين العابدين (عليه السلام) بر عبدالملك وارد شد چشم ها در اثر گريه زياد به گودى فرو رفته. در اثر بيدارى، رخسار مباركش زرد شده. پيشانى از سجده زياد ورم كرده. بدن مثل مشك خشكيده شده. از كثرت عبادت جورى شده كه عبدالملك گريه اش گرفت. از تخت خلافت پائين آمد، آقا را در برگرفت و گفت:
پسر پيغمبر! آخر اين قدر عبادت، اين قدر زحمت؟ بهشت مال شما است، شفاعت مال جد شما است. چرا خودتان را به زحمت مى اندازى؟
فرمود: به جدم رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) هم چنين گفتند، فرمود: آيا بنده سپاسگزار نباشم؟
بنده بايد شكر كند. بعد فرمود: اگر از اول خلقت تا قيامت من عمر كنم و هر روز روزه بگيرم و اين قدر سجده كنم كه استخوان گردنم خورد شود، اين قدر گريه كنم كه مژگان چشمم ريخته شود، و خوراكم خاك و خاكستر باشد، همه اش شكر و ذكر خدا باشد. شكر يك دهم از يك دهم يك نعمت از نعمت هاى بى پايان خدا را نكرده ام.
(همين نعمت چشمت، زبانت... را حساب كن تا برسى به نعمت نان گندم. اين نعمتهاى خدا كه بى شمار است.)


تاریخ ارسال پست: شنبه 02 آذر 1392 ساعت: 11:34
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,,