close
تبلیغات در اینترنت

خدا

برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید

تبلیغات

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آرشیو

پاورپوینت اخلاص

پاورپوینت اخلاص

آیا در کارهایمان اخلاص داریم؟

ریا چیست؟

و ...

پاورپوینت آموزشی و ساده اخلاص که به همه پیشنهاد میکنم دانلود کنن واقعا مفهومی و زیبا است .

پاورپوینت با توجه به آموزه های بزرگان دین ساخته شده و تاثیرگذار می باشد. امیدوارم لذت برده و با نظر دادن ما را در ادامه مسیرمان یاری کنید.

 

 

 

 

برای دریافت پاورپوینت آموزشی اخلاص کلیک کنید.

موضوع: پاورپوینتهای زیبا,

نویسنده:

تاریخ: پنجشنبه 30 دي 1395 ساعت: 11:22

نظرات()

تعداد بازديد : 213

به این پست رای دهید:

داستان اثر کار برای رضای خدا

در اينكه منظور از رقيم چيست؟ مفسران اختلاف نظر دارند، بعضى گويند: اسم بيابانى است كه غار در آنجا بوده است و يا خود كوهى است كه در آن غار بوده.
برخى گويند: نام روستائى است كه اصحاب كهف از آنجا خارج شدند، و يا نام سنگى است كه قصه اصحاب كهف را بر آن نوشته اند، پس آن را به درب غار گذاشته اند و يا در موزه پادشاهان نهاده اند. بالاخره گروهى مى گويند: رقيم، كتابى است كه در آن اين داستان نوشته شده است و...
در كتاب نورالمبين از امام صادق (عليه السلام) نقل شده است:
سه نفر براى گردش از خانه بيرون آمدند. روزى باران سختى آنها را به شكاف كوهى فرستاد و به 

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: پنجشنبه 30 دي 1395 ساعت: 10:53

نظرات()

تعداد بازديد : 395

به این پست رای دهید:

داستانی از لطف خدا به بنده

در روايت دارد كه در زمان حضرت داوود نبى (عليه السلام) جوانى به ايشان سخت ارادتمند و علاقه شديد داشت، هر روز متصل خدمت داوود مى رسيد كه زبور مى خواند.
اين جوان چنان مبهوت مى گرديد كه عقب هيچ كارى نمى رفت. خلاصه يك روز ملك الموت به ديدن داوود آمد، در ضمن ملاقات داوود، نظر تندى هم به جوان كرد.
داوود (عليه السلام) پرسيد: مثل اينكه نظر خاصى به رفيق ما كردى؟
گفت: بله هفته ديگر چنين روزى وعده من و اين جوان است داوود (عليه السلام) پرسيد: حتمى است؟

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: یکشنبه 26 دي 1395 ساعت: 9:44

نظرات()

تعداد بازديد : 1849

به این پست رای دهید:

 داستان عفو و گذشت =  بهای بهشت

روزى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) در جمع اصحاب نشسته بودند، ناگهان شروع به خنده شديدى كردند به طورى كه دندانهاى مباركشان پيدا شد عمر پرسيد: اى رسول خدا چه چيز شما را به خنده واداشت ؟
حضرت فرمودند: دو مرد از امت من در پيشگاه خداوند مى ايستند.
يكى از آنها مى گويد: خدايا حق مرا از اين شخص بگير!
خداوند به ديگرى مى فرمايد: حق بردارت را كه در دنيا به ظلم از او غضب كردى به او برگردان آن شخص مى گويد: چيزى از اعمال صالح من باقى نمانده تا به او بدهم خداوند به اولى مى فرمايد: بردار دينى تو عمل صالح و خيرى ندارد تا در عوض حق تو را بدهد، با او چه مى كنى ؟ او مى گويد: خدايا از گناهان من مقدارى را او تحمل كند.

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: چهارشنبه 15 دي 1395 ساعت: 11:11

نظرات()

تعداد بازديد : 11831

به این پست رای دهید:

ماجرای گفتگوی خدا با شیطان

شيطان به خدا عرض كرد: من چند فقره بحث و عرض دارم ولى از اظهار او مى ترسم خطاب شد مترس و سؤال كن، عرض كرد:
من اعتراف و اقرار دارم بر اينكه خداى من قادر و عالم و حكيم است در افعال خود. او مى دانست قبل از ايجاد من كه چه مى كنم چرا مرا خلق كرد؟
دوم: اين كه چرا مرا امر كردى بر طاعت و عبادت خود و حال آنكه از اطاعت من نفعى به تو نمى رسيد و چيزى بر خدائى تو نمى افزود و از نافرمانى من چيزى از سلطنت و خدائى تو كم نمى شد.

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: چهارشنبه 15 دي 1395 ساعت: 10:0

نظرات()

تعداد بازديد : 1891

به این پست رای دهید:

داستان قسم دادن خداوند

گويند در بصره آتش سوزى شد و خانه ها سوخت ، تنها يك خانه در وسط بصره سالم ماند.
ابو موسى اشعرى در آن زمان حاكم بصره بود، او را از اين حادثه بزرگ با خبر كردند.
ابو موسى صاحب خانه را خواست و به او گفت : چرا خانه ات نسوخت ؟
ابو موسى گفت : من خداوند را قسم داده ايم كه آن را نسوزاند!
ابو موسى گفت : من از پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) شنيدم كه در امت من قومى هستند كه اگر خدا را قسم بدهند به خواسته خود مى رسند.
گفته اند در بصره آتش سوزى شد، شخصى به نام ((ابو عبده)) در بين آتشها رفت و آمد مى كرد.
امير بصيره به او گفت : آتش تو را نمى سوزاند؟
گفت : من خدا را قسم داده ام كه آتش مار نسوزاند.
امير گفت : پس برو آتش را خاموش كن .
او به ميان آتش رفت و توانست آن را مهار كند.

نویسنده:

تاریخ: چهارشنبه 15 دي 1395 ساعت: 9:33

نظرات()

تعداد بازديد : 1433

به این پست رای دهید:

عجایب خلقت خفاش

حضرت اميرالمؤمنين على (عليه السلام) فرمودند:
يكى از عجائب مصنوعات و مخلوقات الهى خفاش است و خلقت او از همه پرندگان عجيب تر است. همه چيزش برخلاف پرندگان است، زيرا تمام پرندگان به توسط بال پرواز مى كنند و اين حيوان بدون پر پرواز مى كند.
حضرت امير (عليه السلام) مى فرمايد: خداوند پر و بال او را از گوشت بدنش ‍ قرار داده و به روى چهار دست و پا راه مى رود؛ ديگر از عجائب خلقت او اين است كه تمام طيور تخم مى گذارند و اين حيوان مثل چهارپايان مى زايد آن هم از سه الى هفت بچه مى گذارد.

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: چهارشنبه 15 دي 1395 ساعت: 8:57

نظرات()

تعداد بازديد : 1289

به این پست رای دهید:

داستان غلام و خدا

مردى مى خواست غلامى را خريدارى كند.
غلام گفت: از تو مى خواهم اين سه شرط را مراعات كنى:
1 - هنگامى كه وقت نماز شد مرا از انجام نماز جلوگيرى نكنى.
2 - روزها در خدمت تو باشم نه شب ها.
3 - براى من يك خانه و اطاق جداگانه اى كه هيچ كس به آنجا نيايد تهيه كن.
خريدار گفت: اشكالى ندارد اين سه شرط را مراعات مى كنم.اكنون اين خانه ها را گردش كن، هركدام را مايل هستى انتخاب كن. غلام خانه را ديدن كرد، در ميان خانه ها يك خانه خرابه اى را انتخاب نمود.

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: چهارشنبه 15 دي 1395 ساعت: 8:0

نظرات()

تعداد بازديد : 1105

به این پست رای دهید:

ستان عمر دست خداست

يك تاجر ايرانى به وسيله كشتى از كشور ((هندوستان)) نارگيل بار كرده بود تا به ((دوبى)) ببرد، قبل از حركت براى يكى از افراد خانواده اش در دوبى تگلراف زده بود كه تقريبا يك هفته بعد مى رسد.
پس از يك هفته خانواده اش آماده شدند كه از او استقبال كنند، اما هر چقدر صبر كردند، از آمدن كشتى خبرى نشد، تا اينكه ناچار به منزل بازگشتند.
خلاصه بعد از روزها و هفته ها، افراد خانواده يقين كردند كه كشتى او غرق شده است ، به ناچار مجلس ختم براى او برپا كردند و پس از مدتى تصميم به تقسيم ارث او گرفتند.

روزى ناگهان كشتى تاجر در حالى كه شكسته و ويران شده ، بود به بندر رسيد و لنگر انداخت .
ماجرا را از او پرسيدند، گفت : پس از سه روز حركت در دريا ناگهان هوا طوفانى شد و بادبانهاى كشتى پاره شد و كشتى از كار افتاد، به طورى كه ديگر امكان حركت با او نبود، چند روز در ميان طوفان به سر برديم و سعى كرديم فقط خودمان را از افتادن در دريا و غرق شدن حفظ كنيم .

 

     
     
     
     
     
برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: دوشنبه 13 دي 1395 ساعت: 11:57

نظرات()

تعداد بازديد : 971

به این پست رای دهید:

داستان امید به خدا

روايت كرده اند كه جوانى در بنى اسرائيل بود كه بيست سال اطاعت و عبادت كرد و بيست سال معصيت كرد، روزى در آينه نگاه كرد ديد موهايش سفيد شده. به خود آمد و از كرده خود پشيمان شد. عرض كرد: الهى بيست سال عبادت و بيست سال معصيت كردم، اگر به سوى تو برگردم آيا قبولم مى كنى؟ صدائى شنيد.
احببنا فاجبناك، تركتنا فتركناك و عصينا فامهلناك و ان رجعت الينا قبلناك
يعنى: ما را دوست داشتى پس تو را دوست داشتيم، ما را ترك كردى پس تو را ترك كرديم، معصيت ما را كردى تو را مهلت داديم، پس اگر برگردى به جانب ما تو را قبول مى كنيم.
از اين مرحمت ها از خدا نسبت به تمام امت ها بوده و در اين امت هزار مقابل.
در هر حالتى شخص بايد اميدش به خدا باشد. حضرت لقمان به پسرش ‍ وصيت كرد كه اگر گناه جن و انس را دارى چنان اميدوار به خدا باش كه تو را رحم كند و اگر عبادت ثقلين ((جن و انس)) را دارى بترس از آنكه مبادا تو را عذاب كند.

نویسنده:

تاریخ: یکشنبه 12 دي 1395 ساعت: 16:36

نظرات()

تعداد بازديد : 1911

به این پست رای دهید:

داستان اثر مناجات با اخلاص

از لبيب عابد نقل شده : در ايام جوانى ، روزى در خانه ام مارى ديدم كه به سوراخى داخل شد، فورا به دنبالش دويدم و دم او را گرفته و بيرون كشيدم .
ناگهان مار دور خود چرخيد و دست مرا نيش زد، پس از مدتى دستم از كار افتاد و فلج شد، به مرور ايام دست ديگر و پس از چندى پاهايم فلج شد، به مرور ايام دست ديگر و پس از چندى پاهايم فلج گرديد، طولى نكشيد كه هر دو چشم نابينا و زبانم گنگ گرديد، مدتى بدين حال بودم و مرا روى تختى خوابانيده بودند فقط از كل اعضاى بدنم ، گوشم مقدارى شنوائى داشت .

ديگر توان انجام هيچ كارى را نداشتم ، هر حرف زشت و ناگوارى را مى شيندم ، اما قدرت پاسخگوئى نداشتم ، چه بسيار اوقاتى كه تشنه بسر مى بردم ولى كسى به من آب نمى رسانيد و چه لحظاتى كه سيراب بودم و به زور در گلويم آب مى ريختند، همچنين بسيار مواقعى بود كه گرسنه بودم و كسى طعامى به من نمى رسانيد، و بسا ايامى بود كه سير بودم و به زور و جبر غذا مى خورم .

     
     
 
     
     
برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: یکشنبه 05 دي 1395 ساعت: 16:5

نظرات()

تعداد بازديد : 1017

به این پست رای دهید:

پاورپوینت زیبای اندیشه ها

پاورپوینت زیبای اندیشه ها

 

محتوی سخنانی از بزرگان همچون گراهام بل، نیچه ، شکسپیر

 

 

برای دریافت پاورپوینت بسیار زیبای اندیشه ها کلیک کنید.

موضوع: پاورپوینتهای زیبا,

نویسنده:

تاریخ: شنبه 27 آذر 1395 ساعت: 11:35

نظرات()

تعداد بازديد : 21

به این پست رای دهید:

پاورپوینت به رنگ خدا در آیید

پاورپوینت به رنگ خدا در آیید

پاورپوینت بسیار زیبایی هست به دور از اغراق میگم دانلود کنین برای همه مفید هست و جواب یکی از سوالات ذهن بچه های این دوره است مخصوصا برای مربیان قرآن و طرحهای معرفتی.

 

 

 

برای دریافت پاورپوینت به رنگ خدا درآیید ... کلیک کنید.


موضوع: پاورپوینتهای زیبا,

نویسنده:

تاریخ: شنبه 13 آذر 1395 ساعت: 10:9

نظرات()

تعداد بازديد : 181

به این پست رای دهید:

پاورپوینت  بسیار زیبای سجده

پاورپوینت  بسیار زیبای سجده

چرا سجده می کنیم؟

آیا برای کارهای نماز دلیل وجود دارد؟

آیا ما فقط با تقلید نماز خواندن مسلمان شده ایم؟

پاورپوینت  بسیار زیبای سجده دلیل علمی سجده لازم برای  همه مسلمانان بویژه جوانان

 

 

 

برای دریافت پاورپوینت بسیار زیبای سجده کلیک کنید.

 

موضوع: پاورپوینتهای زیبا,

نویسنده:

تاریخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 12:42

نظرات()

تعداد بازديد : 189

به این پست رای دهید:

خدا دلش برامون تنگ شده

گاهی آن قدر به زندگی دل می بندیم که یادمون میره با خدا خلوت کنیم

فقط نماز میخونیم و نهایتش یه قرآن هم بخونیم ولی خدا دلش میخواد که ما بیشتر باهاش باشیم .

عالم محبت عالم عجیبیه.

تا حالا با دوست صمیمی یا پدر و مادرت قهر کردی ؟!

دیدی چقدر سخته و همیشه انتظار میکشیم ببینیم اون یه حرکتی نشون میده تا ما هم بهش بگیم آره کمی هم من اشتباه کردم!

واقعا آدم چقدر تنهایی رو حس میکنه موقع قهر.

خدا هر شب منتظره و چشم به راهه تا من و تو حتی شده یه سر سوزن یادی ازش بکنیم تا به فرشتگانش بگه دیدین یادش بمن بود دیدین با این همه سختی هنوز با منه 

 

هنوز هم وقت هست وعده ما امشب بجای دیدن برنامه های ساعت یازده شب گفتگوی کاملا خودمونی با خدا.

 

 

 

نویسنده:

تاریخ: شنبه 16 مرداد 1395 ساعت: 17:27

نظرات()

تعداد بازديد : 165

به این پست رای دهید:

عکس تاریخچه چهارده معصوم (ع)

عکس تاریخچه چهارده معصوم (ع)

بهتره هر کدام از ما شیعیان این عکس رو تو گوشی هامون داشته باشیم

ضمنا عکس با کیفیت هست.

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 

نویسنده:

تاریخ: دوشنبه 25 آبان 1394 ساعت: 16:19

نظرات()

تعداد بازديد : 315

به این پست رای دهید:

دلنوشته عزاداری دلچسب امام حسین(ع)

دلنوشته عزاداری دلچسب امام حسین(ع)

حتما تا حالا با خودمون فکر کردیم چرا عزاداری های قدیم شور و حال بیشتری داشت و دلچسب بود، اما الان مثل اون زمان نیست؟ اصلا بعضی ها با شعار دل پاک بدون عمل کردن دارن همه کارهای مذهبی بقیه افراد رو هم به مسخره می گیرند. درسته که صاحب مجلس عزاداری خود امام حسین(ع) هست و نباید به کسی دست رد زد ولی کاش ما مذهبی ها با این عهد رو می کردیم که قبل از حضور در مراسم عزاداری آقا غسل کنیم یا وضو بگیریم، نماز بخونیم و در حین عزاداری هم مراقب باشیم و از گناه دوری کنیم.

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: دوشنبه 18 آبان 1394 ساعت: 8:57

نظرات()

تعداد بازديد : 357

به این پست رای دهید:

داستانی از طی الارض

داستانی از طی الارض

طی الارض چست؟ طی الارض یعنی در چشم بهم زدنی از مکان فعلی به هر جای دنیا که بخواهی سفر کنی بدون استفاده از هیچ وسیله نقلیه.

شاید برای ما که ایمانمان ضعیف است این کار فقط داستان و افسانه بنماید اما داستان واقعی زیر اتفاق افتاده :::

خواهشا اگرسوالی بود از طریق قسمت نظرات بپرسید.

یکی از آشنایان به نام سرهنگ عباسعلی میرزایی می‌گفت: سفری به مشهد مقدس رفته بودم و برای خرید کلاهی به دکان کلاه‌فروشی رفتم. صحبت از مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی به میان آمد. کلاه‌فروش گفت: روز فوت مرحوم شیخ در دکان سلمانی بودم و یک نفر در صندلی اصلاح نشسته بود. چون سر و صدای تشییع‌کنندگان برخاست، مشتری پرسید چه خبر است؟ سلمانی گفت: جنازه حاج شیخ حسنعلی اصفهانی را تشییع می‌کنند. به محض شنیدن این خبر، مشتری آنچنان به فغان و ناله افتاد که تصور کردیم از منسوبان شیخ است. چون از او توضیح خواستیم، گفت من با این مرد بزرگ نسبتی ندارم، لیکن حکایتی میان من و او هست که این چنین موجب شوریدگی احوال من شده است. آنگاه داستان خود را اینگونه تعریف کرد:

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: سه شنبه 12 آبان 1394 ساعت: 10:15

نظرات()

تعداد بازديد : 349

به این پست رای دهید:

دلنوشته زیارت امام رضا(ع)

دلنوشته زیارت امام رضا(ع)

بعضی وقتها می خواهیم چند تا کار را در بیرون خانه انجام دهیم و به همین نیت از خانه بیرون می رویم. در بین کارهایی که داریم همیشه یکی از بقیه مهمتره حالا فکر کن بریم همه کارهای فرعی و جزیی مان را انجام بدیم و کار اصلی بماند؟!

واقعا چرا ؟!

چرا ما می خواهیم به مشهد برویم برای زیارت و تفریح ولی در حین زیارت به آن مرکز خرید یا تفریح فکر می کنیم و تمام حواسمان می رود آنجا،تا لحظه ای که نرفتیم به مرکز تفریحی شوق رفتن زیارتمان را خراب می کند. جالب اینجاست که بعد از آمدن از مرکز تفریحی هم دوحالت دارد یا به ما خوش گذشته و دائما این جمله را تکرار می کنیم (( خیلی خوش گذشت کاش وقت بود یکبار دیگه بریم )) یا به ما بد گذشته و این جمله رو می گوییم (( کاش نرفته بودیم))

کاش یکبار بخاطر زیارت می رفتیم مشهد حتی شده یک روز آنجا باشیم و کسی اصلا خبردار نشه که رفتیم مشهد؟! بین خودمون و خدای خودمون بماند که یکبار هم برای رضای خدا و زیارت واقعی امام هشتم راهی شدیم

زیارتتان مقبول درگاه حق.

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 

 

نویسنده:

تاریخ: دوشنبه 11 آبان 1394 ساعت: 17:17

نظرات()

تعداد بازديد : 311

به این پست رای دهید:

دلنوشته دلتنگ بابا(امام زمان (عج))

دلنوشته دلتنگ بابا(امام زمان (عج))

همان طور که پیامبر(ص) به حضرت علی(ع) فرمودند: من و تو به منزله پدر امت هستیم.

امام زمان(عج) هم مثل پیامبر(ص) و امام علی(ع) حکم بابا رو برای ما داره واقعا چقدر دلتنگ بابامون هستیم.

 آیا ما حاضریم هر روز پدرمون رو با گناهانمون گریان کنیم ؟!

آیا حاضریم با بی شرمی بگیم اصلا بابایی نداریم؟!

آیا حاضریم بابامون رو جلوی دشمنانش رو سیاه کنیم؟!

آیا حاضریم....؟!

تو رو خدا به مطالب تصویر تا حد توان عمل کنید.

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 

نویسنده:

تاریخ: یکشنبه 10 آبان 1394 ساعت: 17:6

نظرات()

تعداد بازديد : 305

به این پست رای دهید:

دلنوشته اربعین در کربلا

دلنوشته اربعین در کربلا

کاش بشود که باشم اربعین در کربلا

باید که فقط خدا بخواهد و آقا

شاید که بگیرم پاسپورت و ویزا

اما آقا نخواهد نمیشود باشم اربعین در کربلا

شاید بعضی هامون فکر کنیم که کاری نداره گذرنامه رو بگیرم دیگه رفتم ولی اگه آقا بخواد نه گذرنامه می خواد نه ویزا فقط مهم اینه که امام حسین(ع)

بخواد شاید تعجب کنین ولی باور کنین بوده کسی که سالهای قبل بدون پاسپورت و ویزا و حتی بدون کارت ملی رفته زیارت و اومده؟!!!

 

 

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: شنبه 09 آبان 1394 ساعت: 15:28

نظرات()

تعداد بازديد : 583

به این پست رای دهید:

نکوهش پز دادن یا فخر فروشی

نکوهش پزدادن یا فخر فروشی

بعضی وقتها پیش کسی می نشینیم و شروع می کنیم از کارهای خو.بی که کردیم که این اولا ثواب اون کار رو از بین می بره

دوما ما رو از چشم خدا می اندازه ؟!

شاید قسمت دوم حرفم باعث تعجب باشه ولی خدا خودش گفته از فخر فروشی خوشش نمیاد حالا آیا بازم میخایم ادامه بدیم؟!

برای راه علاج فخر فروشی تو ذهنمون داشته باشیم که افرادی هستند که خیلی کارهای بهتر از ما انجام دادن ولی به کسی نمیگن چون

میخان بین خودشون و خدای خودشون باشه. آدمهایی هستند که نصف سال رو روزه میگیرن ولی اصلا اجازه نمیدن کسی بویی ببره

چون صبح که میرن سرکار که همه خوابن شب هم با اذان مغرب میان خونه پس حتی خانودشون هم نمی فهمن به این آدما میگن مرد ....

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 

نویسنده:

تاریخ: یکشنبه 03 آبان 1394 ساعت: 17:19

نظرات()

تعداد بازديد : 371

به این پست رای دهید:

قسمت آخر خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا

قسمت آخر خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا

قیس بن اشعث گفت:  «یا حسین! چرا با پسر عمویت بیعت نمی‌کنی؟ با تو به دلخواهت رفتار خواهد کرد و کوچک‌ترین ناراحتى متوجه تو نخواهد شد.»

امام (ع) در جواب قیس فرمود: «تو هم مثل برادرت هستى، می‌خواهی مردان بنی‌هاشم بیش از خون مسلم بن عقیل را از تو انتقام بگیرند؟

لا ولله لا اعطیهم بیدى اعطاء الذلیل و لا أفر فرار العبید ::  نه به خدا قسم، نه دست در دست آنان می‌گذارم و نه مانند بردگان از صحنه جنگ با دشمن فرار خواهم کرد.

پس از آن آیه قرآن را که داستان موسى را در برابر لجاجت فرعونیان نقل می‌کند قرائت فرمود: انى عذت بربى و ربکم أن ترحمون ...من به پروردگار خویش و پروردگار شما پناه می‌برم که گفتار مرا قبول نمی‌کنید، پناه می‌برم به پروردگار خود و پروردگار شما از هر شخص متکبر و سرکشى که بروز ایمان نمی‌آورد.»

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 

نویسنده:

تاریخ: شنبه 02 آبان 1394 ساعت: 17:16

نظرات()

تعداد بازديد : 333

به این پست رای دهید:

کمی از خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا (2)

 کمی از خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا (2)

گفتار پیغمبر (ص) درباره من و برادرم شک دارید آیا در این واقعیت هم شک دارید که من فرزند دختر پیغمبر شمایم؟! به خدا قسم در تمام دنیا، نه در میان شما، و نه در غیر میان شما از من، پیغمبر فرزندى ندارد، واى بر شما، آیا کسى را از شما کشته‌ام که در مقابل خون او می‌خواهید مرا بکشید؟ آیا مال کسى را حیف و میل کرده‌ام؟ یا جراحتی بر کسى وارد ساخته‌ام که می‌خواهید مجازاتم کنید؟»

در مقابل گفتار امام هم سکوت کردند و کسى جوابى نداشت، لذا امام به چند نفر از افراد ناشناس که در لشکر عمر سعد بودند و برایش دعوت‌نامه نوشته بودند خطاب و فرمود: «یا شبث بن ربعى، و یا حجار بن ابجر و یا قیس بن اشعث و یا یزید بن الحارث الم تکتبوا الى أن قد اینعت الثمار، و أخضر الجناب و انما تقدم على جند لک مجنده؟

اى شبث بن ربعى! و اى حجار بن ابجر و اى قیس بن اشعث و اى زید بن حارث! مگر شما نبودید براى من نامه نوشتید که: میوه‌هایمان رسیده، و درختانمان سرسبز و خرم شده، در کوفه بر لشکریانى مجهز و آماده به خدمت وارد خواهى شد.

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 

نویسنده:

تاریخ: شنبه 02 آبان 1394 ساعت: 17:10

نظرات()

تعداد بازديد : 195

به این پست رای دهید:

کمی از خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا (1)

کمی از خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا (1)

اگر سخنان مرا تصدیق می‌کنید، این‌ها همه حق‌اند و کوچک‌ترین خلاف واقعى، در آن‌ها نیست، زیرا هنوز در طول عمر خود از آن روزی که فهمیده‌ام خداوند بر دروغ‌گویان غضب کرده و دروغ را به خودش برمی‌گرداند، هرگز دروغ نگفته‌ام. و اگر گفتارم را باور ندارید، اینک هنوز برخى از صحابه رسول خدا (ص) در قید حیات هستند، می‌توانید از آن‌ها بپرسید، از جابر بن عبدلله انصارى، ابو سعید خدرى، سهل بن سعد ساعدى، زید بن ارقم، انس بن مالک از اینان بپرسید این‌ها همه سخنان پیغمبر را درباره من و برادرم از رسول خدا (ص) شنیده‌اند و بدانید همین یک جمله می‌تواند مانع شما گردد تا دست از کشتن و ریختن خون من بردارید.

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 

نویسنده:

تاریخ: شنبه 02 آبان 1394 ساعت: 16:48

نظرات()

تعداد بازديد : 149

به این پست رای دهید:

دلنوشته عاشورایی

دلنوشته عاشورایی

فردا روز عاشوراست ولی واقعا چقدر در مورد عاشورا می دونیم اصلا تا حالا شده کتاب لهوف سید بن طاووس رو بخونی؟

برای اولین بار خود کتاب رو از کتابخونه عمومی امانت گرفتم البته زیاد راجع به عاشورا برام گفته بودن ولی از این منبع مهمتر

و معتبرتر دیگه پیدا نمیشه.

خواهش میکنم اگه شما هم مثل من فقط شنیدین حتما این کتاب رو در اولین فرصت بخونین.

متن زیر از کتاب لهوف اشکمو در آورد:

...  عمر بن سعد به خولی بن یزید گفت که سر امام را جدا کند ولی دستانش لرزید و نتوانست و پس از خولی، سنان بن أنس نخعی از اسبش به زیر آمد فضربه بالسیف فی حلقه الشریف و هو یقول: «والله انیّ لاحترُّ رأسک و أعلم أنّک إبن رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ و خیر الناس أباً و أمّاً» ثمّ احترَّ رأسه المقدس المعظَّم: سید ابن طاووس به صراحت می گوید: سنان بن أنس (لعنه الله) شمشیر خویش را بر گلوی حسین ـ علیه السّلام ـ نهاده و گفت: به خدا سوگند، سر تو را از بدن جدا می کنم در حالی که می دانم تو پسر رسول خدا هستی و پدر و مادرت بهترین مردم هستند و پس از گفتن این کلام، سر مقدس آن بزرگوار را از تن جدا کرد.

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 

نویسنده:

تاریخ: جمعه 01 آبان 1394 ساعت: 16:42

نظرات()

تعداد بازديد : 199

به این پست رای دهید:

دلنوشته غربت امام حسین(ع)

دلنوشته غربت امام حسین(ع)

امروز که پنج روز از محرم رفته همه جا دیگه کامل سیاه پوش شده پس فکر نکنم کسی ندونه تو ماه محرم هستیم ولی غربت آقا هنوزم موج میزنه

حتی توی زمان ما حتما می پرسی چرا؟

غربت امام حسین(ع) رو میشه حس کرد وقتی توی این روزا آرایش پسرها و دخترها بیشتر شده آیا واقعا قبل از محرم هم این افراد با این وضع بیرون می اومدن؟

غربت امام حسین(ع) رو میشه فهمید از مداح هایی که به اسم رضای خدا و آقا میان  جلسه ای چند میلیون میگیرن و کارگر تو شهر همون مداح هر دو ماه یکبار میتونه اون مبلغ یک شب مداح رو از کارفرما بگیره ، مداح عزیز عزاداریت قبول باشه.

غربت امام حسین(ع) به چشم دیده میشه زمانی که نماز جماعت ها خلوته.

غربت امام حسین(ع) رو میشه معنا کرد برای غربت امام زمان(عج)

غربت امام حسین(ع) رو میتونم درک کنم وقتی حتی خودم برای سرگرمی میرم توی عزاداری آقا.

با متنی که نوشتم یادم افتاد به داستان یکی از ائمه بعد از امام حسین(ع) که جریانش به این صورت هست:

مامون رقّى - كه يكى از دوستان امام جعفر صادق عليه السلام است - حكايت مي‌كند:

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: دوشنبه 27 مهر 1394 ساعت: 16:52

نظرات()

تعداد بازديد : 199

به این پست رای دهید:

دلنوشته محرمی امیر دل

دلنوشته محرمی امیر دل

سخته ولی سعی میکنم تو ماه محرم بجای خنده و قهقهه ، فقط لبخند بزنم.

سخته ولی سعی میکنم تو ماه محرم افسار چشمام رو دستم بگیرم.

سخته ولی سعی میکنم تو ماه محرم نمازم مخصوصا نماز صبح رو اول وقت بخونم.

سخته ولی سعی میکنم تو ماه محرم گوش به حرفهای معنوی بدم.

سخته ولی سعی میکنم تو ماه محرم با زبانم بجای جوک و چرت و پرت ، حرف موثر و معنوی بزنم.

 

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: چهارشنبه 22 مهر 1394 ساعت: 10:0

نظرات()

تعداد بازديد : 149

به این پست رای دهید:

داستان گریه آدم (ع) برای امام حسین(ع)

داستان گریه آدم (ع) برای امام حسین(ع)

صاحب کتاب درالیمین در تفسیر این آیه مبارکه از قرآن کریم "فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم" می فرماید: خلاصه معنی چنان است که آدم (ع) در ساق عرش کلمه چند نگریست، جبرئیل او را بیاموخت که بدان کلمات که اسماء پیغمبر و آل پیغمبر بود پناهنده شود و بدین گونه سخن کند:

قال: "یا حمید بحق محمد، یا عالی بحق علی، یا فاطر بحق فاطمه، یا محسن بحق الحسن و الحسین و منک الاحسان."

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: سه شنبه 21 مهر 1394 ساعت: 10:18

نظرات()

تعداد بازديد : 163

به این پست رای دهید:

داستان زوار امام رضا(ع) و امام حسین (ع)

داستان زوار امام رضا(ع) و امام حسین (ع)

روايت شده كه روزى دو نفر از محّبان ، يكى از زيارت خراسان و ديگرى از زيارت كربلا به شهر سرمن راى (سامرّا) وارد مى شدند پس احوالات را به خدمت امام حسن عسگرى عليه السلام معروض داشتند آن حضرت ، آن دو را پيشواز كردند، امّا در وقت مراجعت آن حضرت پياده تشريف مى آوردند، يكى از اصحاب عرض كرد:

يابن رسول اللّه اسب سوارى موجود است چرا سوار نمى شويد، فرمودند: به خود گوارا نمى بينم كه دوستان و محبّان ما پياده باشند و من سوار شوم ، پس با همان حال با آن دو نفر به خانه ايشان تشريف آوردند.

آن حضرت به ايشان نظر مبارك مى كرد و مى گريست به حدّى كه عرض ‍ كردند: يابن رسول اللّه سبب گريه شما چيست ؟

فرمودند: سبب گريه من اين دو نفر زائر هستند، وقتى به زائر خراسان نظر ميكنم جدّم امام رضا عليه السلام به خاطرم مى آيد كه در ولايت غريب ، بى كس و تنها به او زهر دادند و جگر مباركش را پاره پاره نمودند و احدى نبود تا او را يارى و دلدارى نمايد.

و وقتى به اين زائر مى نگرم به خاطرم ميرسد كه جدّم سيّدالشهداء(ع ) كه در روز عاشورا با لب تشنه و جگر سوخته و بى كس و تنها در ميان اهل ظلم و جفا با بدن پاره پاره بر روى خاك و ريگهاى كربلا افتاده بود و درميان اهل ظلم كسى نبود كه يارى اش كند پس هر كس كه يارى و اعانت زوّار ما را كند گويا ما را اعانت و يارى كرده است .

كتاب مفتاح الجنّه

نویسنده:

تاریخ: دوشنبه 20 مهر 1394 ساعت: 10:59

نظرات()

تعداد بازديد : 167

به این پست رای دهید:

داستان گریه پیامبر(ص) برای امام حسین(ع)

داستان گریه پیامبر(ص) برای امام حسین(ع)

در روايت اهل سنت و شيعه مستندا نقل شده است كه امّ سلمه همسر پيامبر (ص ) مى گويد:

روزى رسول خدا (ص ) مشغول استراحت بودند كه ديدم امام حسين عليه السلام وارد شدند، و بر سينه پيامبر(ص ) نشستند، حضرت رسول (ص ) فرمودند: مرحبا نور ديده ام ، مرحبا ميوه دلم ، چون نشستن حسين عليه السلام بر سينه پيامبر (ص ) طولانى شد، پيش خودم گفتم ! كه شايد پيامبر(ص ) ناراحت شوند ،و جلو رفتم ، تا حسين عليه السلام را بر دارم .

حضرت پيامبر (ص ) فرمودند: امّ سلمه تا وقتى كه حسينم خودش ‍ مى خواهد بگذار بر سينه ام بنشيند، و بدان كه هر كس باندازه تار مويى حسينم را اذيّت كند مانند آن است كه مرا اذيّت كرده است .

امّ سلمه مى گويد: من از منزل خارج شدم ، و وقتى باز گشتم به اتاق رسول خدا(ص ) ديدم پيامبر (ص ) گريه مى كند، خيلى تعجّب كردم ! و ...

 

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: دوشنبه 20 مهر 1394 ساعت: 10:9

نظرات()

تعداد بازديد : 163

به این پست رای دهید:

داستان فروش تربت امام حسین(ع)

 

داستان فروش تربت امام حسین(ع)

از مرحوم سيد احمد بهبهانى نقل شده : در ايام توقفم در كربلا حاج حسن نامى در بازار زينبيه ، دكانى داشت كه مهر و تسبيح مى ساخت و مى فروخت . معروف بود كه حاجى تربت مخصوصى دارد و مثقالى يك اشرفى مى فروشد.

روزى در حرم امام حسين عليه السلام حبيب زائرى را دزدى زد و پولهايش ‍ را برد. زائر خود را به ضريح مطهر چسبانيد و گريه كنان مى گفت : يا اباعبداللّه در حرم شما پولم را بردند، در پناه شما هزينه زندگيم را بردند. به كجا شكايت ببرم ؟

حاج حسن مزبور حاضر متأثر شد و با همين حال تأثر به خانه رفت و در دل به امام حسين عليه السلام گريه مى كرد.

شب در خواب ديد كه در حضور سالار شهيدان به سر مى برد به آقا گفت : از حال زائرت كه خبر دارى ؟ دزد او را رسوا كن تا پول را برگرداند.

امام حسين فرمود: مگر من دزد گيرم ؟

اگر بنا باشد كه دزدها را نشان دهم بايد اول تو را معرفى كنم .

حاجى گفت : مگر من چه دزدى كردم ؟

 

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: یکشنبه 19 مهر 1394 ساعت: 10:30

نظرات()

تعداد بازديد : 241

به این پست رای دهید:

نوحه ماه غم ماه ماتم

نوحه ماه غم ماه ماتم

ماه محرم عالم را غم گرفته

در باغِ رضوان زهرا ماتم گرفته

یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا(2)

 

ماه محرم جهان گشته سیه پوش

زمزمه ی قدسیان می رسد بر گوش

یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا(2)

 

زهرا ببین کاروان کربلا را

قافلة خامس آلِ عبا را

یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا، یا زهرا(2)

 

منبع شعر   ::::  كتاب "یك ماه خون گرفته،‌هفتاد و دو ستاره" نوشته حسین فتحی

نویسنده:

تاریخ: شنبه 18 مهر 1394 ساعت: 12:37

نظرات()

تعداد بازديد : 127

به این پست رای دهید:

دلنوشته بوی محرم می آید ولی ...

دلنوشته بوی محرم می آید ولی ...

بوی محرم می آید ولی آیا امسال هم می خواهم مثل پارسال باشم؟

بوی محرم می آید ولی بهتر است دلم هم  محرم راز خدا شود.

بوی محرم می آید ولی اگر نگاه ولگردم باز هوس ولگردی بسرش بزند چه کنم؟

بوی محرم می آید ولی راه مام حسین(ع) را گم کرده ام!

بوی محرم می آید ولی . . .

نویسنده:

تاریخ: دوشنبه 13 مهر 1394 ساعت: 23:13

نظرات()

تعداد بازديد : 165

به این پست رای دهید:

خواص آیت الکرسی

بعد از هر نماز دستان را روی چشم بگذارید و بعد از خواندن آیت الكرسی بگویید:"اللهم احفظ حدقتی بحق حدقتی علی بن ابیطالب(ع)"

************************

امام كاظم (ع) فرمود: از بعضی پدران بزرگوارم شنیدم كه كسی داشت سوره حمد را می خواند پس حضرت فرمود: هم شكر خدا را به جای آورد و هم به پاداش رسید. بعد حضرت شنید كه سوره توحید می خواند فرمود: ایمان آورد و ایمنی به دست آورد و سپس شنید كه سوره قدر می خواند فرمود: راست گفت و آمرزیده شد و بعد شنید كه آیت الكرسی می خواند فرمود: خداوند خالق امان نامه برایش فرو فرستاد.


*****************************


پیامبر فرمودند با فضیلت ترین آیه ای كه بر من نازل شد آیه الكرسی است.

*****************************

پیامبر فرمودند آیه الكرسی وسوره توحید عظیم تر از همه چیزهایی است كه دون و پست تر از خداست.
****************************

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: دوشنبه 12 مرداد 1394 ساعت: 17:5

نظرات()

تعداد بازديد : 195

به این پست رای دهید:

سخنی درباره نماز از آیت الله قاضی طباطبایی (ره)

شما را سفارش می کنم به اینکه نمازهایتان را در بهترین و با فضیلت ترین اوقات آنها به جا بیاورید و آن نمازها با نوافل، 51 رکعت است؛ پس اگر نتوانستید، 44 رکعت بخوانید و اگر مشغله های دنیوی نگذاشت آنها را به جا آورید، حداقل نماز توابین را بخوانید [نماز اهل انابه و توبه هشت رکعت هنگام زوال است].
مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت از ایشان نقل می کنند که می فرمودند: اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند.
مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند: روزی یکی را به محضر آقای قاضی آوردند که مثلا آقا دستش را بگیرد و راهنمایی اش کند. مرحوم آقای قاضی فرموده بودند: به این آقا بگویید که نماز را در اول وقت بخواند.بعد معلوم شد که آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخته است.
اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را بازاری نکنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع. اگر نماز را تحفظ کردید همه چیزتان محفوظ میماند و تسبیح صدیقه کبری سلام الله علیها که از ذکر کبیر به شمار می آید و آیت الکرسی در تعقیب نماز ترک نشود.
 
دعا در قنوت نماز
آقای قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نماز هایشان بخوانند: اللهم ارزقنی حبّک و حبّ ما تحبه، و حبّ من یحبّک، والعمل الذی یبلغنی إلی حبّک واجعل حبّک احبّ الاشیاء إلی.

نویسنده:

تاریخ: چهارشنبه 03 تير 1394 ساعت: 12:14

نظرات()

تعداد بازديد : 159

به این پست رای دهید:

احادیث درباره ماه مبارک رمضان

احادیث درباره ماه مبارک رمضان

پیامبر اکرم (ص):

شَهرُ رَمَضانَ شَهرُ اللّه عَز َّوَ جَلَّ وَ هُوَ شَهرٌ يُضاعِفُ اللّه‏ُ فيهِ الحَسَناتِ وَ يَمحو فيهِ السَّيِّئاتِ وَ هُوَ شَهرُ البَرَكَةِ؛

ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است كه خداوند در آن حسنات را مى‏افزايد و گناهان را پاك مى‏كند و آن ماه بركت است.

بحار الانوار(ط-بیروت) ج93 ، ص340 - فضایل الاشهر الثلاثه ص95

**************************************************
امام صادق علیه السلام :

مَنْ صَامَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ مِنْ آخِرِ شَعْبَانَ وَ وَصَلَهَا بِشَهْرِ رَمَضَانَ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ صَوْمَ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْن‏

هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برايش محسوب مى‏ كند.

من لا یحضره الفقیه ج 2 ، ص 94 ، ح 1829 - امالی(صدوق) ص 670

 

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: شنبه 23 خرداد 1394 ساعت: 12:46

نظرات()

تعداد بازديد : 189

به این پست رای دهید:

در انتظار ماه مبارک رمضان

در انتظار ماه مبارک رمضان

درسته این سایت مربوط به داستانهای مذهی هست ولی این بار با تمام وجود

منتظر ماه مبارک رمضان هستم تا کمی از تنبلی و سستی در عبادت بیرون بیایم

و شروع کنیم به رشد معنوی به امید دیدار شما در گروه مذهبی امیر دل.

نویسنده:

تاریخ: شنبه 23 خرداد 1394 ساعت: 12:36

نظرات()

تعداد بازديد : 159

به این پست رای دهید:

داستان زیارت امام حسین (ع) از راه دور

داستان زیارت امام حسین (ع) از راه دور

سدیر گوید:

امام صادق (ع) به من فرمود:

ای سدیر، هر روز به زیارت قبر امام حسین (ع) می روی؟

گفتم نه، فدایت شوم.

فرمود: چه جفایی می کنی، آیا در هر ماه زیارت می کنی؟

گفتم: نه.

فرمود: در هر سال یکبار به زیارت می روی؟

گفتم: به همین گونه است.

فرمود: ای سدیر، چقدر نسبت به امام حسین (ع) روی گردان و بی اعتنا هستید؟!

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: شنبه 29 فروردين 1394 ساعت: 17:34

نظرات()

تعداد بازديد : 257

به این پست رای دهید:

داستان پذیرایی مرده از زندگان

داستان پذیرایی مرده از زندگان

در ایّام جوانی با پدرم و جمعی از دوستان، هنگام عید نوروز در «اصفهان» دید و بازدید می کردیم. روز سه شنبه ای برای بازدید یکی از رفقا که منزلش نزدیک تخت فولاد اصفهان بود، رفتیم.گفتند: ایشان منزل نیست. چون راه طولانی و درازی را آمده بودیم، برای رفع خستگی و زیارت اهل قبور به قبرستان «تخت فولاد» رفتیم و آنجا نشستیم. یکی از رفقا به مزاح و شوخی رو به قبر نزدیکمان کرد وگفت: ای صاحب قبر! ایّام عید است. آیا از ما پذیرایی نمی کنی؟ ناگهان صدایی از قبر بلند شد وگفت: هفتة دیگر روز سه شنبه همین جا همه مهمان من هستید.

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: سه شنبه 25 فروردين 1394 ساعت: 9:22

نظرات()

تعداد بازديد : 295

به این پست رای دهید:

ليست صفحات

تعداد صفحات : 3

آمار

آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب : 134
کل نظرات : 2
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین : 2
تعداد اعضا : 51
آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید امروز : 574
بازدید دیروز : 841
ورودی امروز گوگل : 3
ورودی گوگل دیروز : 0
آي پي امروز : 43
آي پي ديروز : 80
بازدید هفته : 5,621
بازدید ماه : 17,913
بازدید سال : 55,125
بازدید کلی : 283,187
اطلاعات شما اطلاعات شما
آی پی : 54.167.135.61
مرورگر :
سیستم عامل :
امروز : یکشنبه 06 فروردین 1396

درباره ما

سایت امیر دل منبع داستان مذهبی, روایات مذهبی, روایت مذهبی,مذهبی, روایات, روایت,داستان مذهبی,خدا,امیر دل,داستان خدا,مرجع داستان مذهبی,مرجع مذهبی

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجي

آیا برای خواندن مطالب سایت صلوات فرستادین؟