close
تبلیغات در اینترنت
امیر دل - 3

تبلیغات

درباره ما

    سایت امیرِدل منبع داستان و روایات مذهبی از آبان ماه سال 92 شروع به فعالیت نموده است.

تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجي

    آیا برای خواندن مطالب سایت صلوات فرستادین؟


آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 134
    کل نظرات کل نظرات : 3
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 51

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 57
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 198
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 5
    آي پي امروز آي پي امروز : 14
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 125
    بازدید هفته بازدید هفته : 1,951
    بازدید ماه بازدید ماه : 2,904
    بازدید سال بازدید سال : 57,894
    بازدید کلی بازدید کلی : 437,198

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 34.225.194.144
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : جمعه 22 آذر 1398

داستان شرم بنده

داستان شرم بنده

در كتاب خزائن الاخبار و مجالس المتقين آمده است كه خديجه خاتون (عليه السلام) از پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم) از قيامت سوال نمود، وقتى كه عرض اعمال بنده بر خدا مى شود، پس آن حضرت گريه كرد.
حضرت خديجه عرض كرد: يا رسول الله چرا گريه مى كنى؟
فرمود: از وسعت رحمت خدا در آن روز بر بندگانش، اى خديجه چون روز قيامت بنده را نزد خدا حاضر مى كنند، خطاب مى شود، اين بنده من! اطلاع دارى كه فلان روز و فلان شب چه كردى؟


تاریخ ارسال پست: سه شنبه 26 آذر 1392 ساعت: 16:4
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,,

داستان بهشت رفتن بدون حساب

داستان بهشت رفتن بدون حساب

رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود:
اذا كان يوم القيمه انبت الله لطائفه من امتى اجنحه فيطيرون من قبور هم الى الجنان
يعنى روز قيامت كه مى شود خداوند به بعضى از امت من بالهايى عطا مى كند كه از قبرهاى خود پرواز مى كنند و به سوى بهشت مى روند و آنجا متنعم مى شوند، ملائكه از آنها مى پرسند: شما از حساب فارغ شديد؟


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 24 آذر 1392 ساعت: 11:1
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,

داستان یقین به خدا

داستان یقین به خدا

در حالات جناب دانيال است كه بخت النصر او را گرفت، و براى كشتنش با شكنجه، چاه عميقى را معين نمود و شير درنده اى را در چاه انداخت و سپس دانيال را نيز در چاه افكند و دستور داد سرچاه را بستند و فرمان عمومى صادر كرد كه هيچ كس حق ندارد نزديك چاه بشود.
خداوند به پيغمبرى وحى فرستاد كه براى دانيال در فلان مكان خوراك ببر. آن پيغمبر وقتى نزد چاه رسيد، سر چاه را كنار زد، ملاحظه كرد كه در قعر چاه شير با كمال خضوع و ادب مقابل دانيال نشسته


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 24 آذر 1392 ساعت: 10:57
برچسب ها : ,,,,,,,,,

داستان عظمت ذکر خدا

داستان عظمت ذکر خدا

وقتى سليمان (عليه السلام) بر بساط بود و باد بساطش را حركت مى داد برزگرى به بالا نگاه كرد و چشمش به شوكت و فرش عجيب سليمان افتاد از روى شگفتى گفت: سبحان الله خدا به پسر داوود چه ملك عظيمى داده است.
باد صدايش را بگوش سليمان رسانيد، دستور داد بساط و فرش را پائين آورد و نزد برزگر فرود آمد و فرمود:


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 24 آذر 1392 ساعت: 10:53
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,

داستان بزرگواری پیامبر (ص)

داستان بزرگواری پیامبر (ص)
غلامى را مى خواستند بفروشند، مشترى براى خریدنش آماده بود. غلام با صداى بلند گفت: هركس مى خواهد مرا بخرد شرطى دارد و آن اين است كه هنگام پنج وقت نماز بايد آزاد باشم.نمازم بايد پشت سر پيغمبر خدا باشد، هركه مى خواهد مرا بخرد.
بالاخره يك مشترى پيدا شد و او را خريد به شرط اينكه پنج وقت ظهر و عصر و مغرب و عشا و صبح آزاد باشد برود در مسجدالنبى پشت سر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) نمازش را بخواند و برگردد.از همان روز كه او را خريد پنج وقت اين غلام مرتب پشت سر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) نماز مى خواند.


تاریخ ارسال پست: شنبه 23 آذر 1392 ساعت: 10:28
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,

داستان پرنده و سلیمان (ع)

داستان پرنده و سلیمان (ع)

در زمان حضرت سليمان (عليه السلام) خداوند هفتاد هزار نوع پرنده كه هر نوعى به شكل و رنگ مخصوص بودند، مانند ابر بالاى سر آن حضرت پديد آورد. حضرت سليمان از معاش و روزى آنها و از اينكه چگونه تخم مى كنند و چگونه بچه مى آورند از آنها سؤالاتى كرد.
آنها جواب دادند و گفتند: اى سليمان! بعضى از ما در هوا تخم مى كنيم و در هوا بچه مى آوريم، برخى از ما تخم خود را در بال هاى خود حفظ مى كنيم تا بچه بياوريم و گروهى از ما تخم را در منقار خود نگه مى داريم تا بچه آوريم و عده اى از ما نه تخم مى كنيم و نه بچه مى آوريم اما نسل ما تا ابد باقى است.


تاریخ ارسال پست: شنبه 23 آذر 1392 ساعت: 10:25
برچسب ها : ,,,,,,,,,,

داستان آمرزش شیطان

داستان آمرزش شیطان
شيطان به حضور حضرت موسى (عليه السلام) آمد و گفت: مى خواهى تو را هزار و سه پند بياموزم.
فرمود: آنچه كه مى دانى من بيشتر مى دانم، نيازى به پند تو ندارم.
جبرئيل امين، نازل شد و عرض كرد: يا موسى خداوند مى فرمايد:
هزار پند او فريب است اما سه پند او را بشنو.
حضرت موسى به شيطان فرمود:
سه پند از هزار و سه پندت را بگو.


تاریخ ارسال پست: شنبه 23 آذر 1392 ساعت: 10:21
برچسب ها : ,,,,,,,,,,

داستان اجل حتمی

داستان اجل حتمی

محدث جزائرى در انوار نعمانيه مى فرمايد: در مسافرت دريايى در كشتى نشسته بودم كشتيبان برايم تعريف كرد كه در سفرى يك نفر از مسافرين كشتى براى قضاى حاجت به محل مخصوص كشتى رفت ((در كشتى هاى بادى محل مخصوصى در كنار كشتى براى اين منظور معين نموده اند))، ناگهان موج بزرگى به پايش زد و او را در دريا انداخت. مسافر بى چاره به زير آب فرو رفت و من به شاگردانم كه در شنا مهارت فوق العاده داشتند گفتم: زود خودتان را به او برسانيد و نجاتش دهيد.


تاریخ ارسال پست: شنبه 23 آذر 1392 ساعت: 10:13
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,

داستان عابد طلبکار

داستان عابد طلبکار

در اخبار رسيده نسبت به يكى از عابدهايى كه 70 سال روزها روزه و شبها براى افطارش دو دانه انار از درختى در نزديكيش استفاده مى كرد و در اين هفتاد سال سرگرم عبادت بود و خيلى هم به عمل خودش خوش بين بود، خيال مى كرد خيلى از خدا طلبكار است، لذا حساب اجرش را كردند معلوم شد در مقابل دو دانه انار كه خداوند بدون زحمتى برايش فراهم مى آورد، اعمالش برابر نيست. بلكه در روايت دارد وقتى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: همه به فضل خدا به بهشت مى روند، عرض كردند: حتى شما؟ فرمود: بلى، حتى من.
اين فضل خداست كه بشر را از خاك بلند مى كند و به فوق افلاك مى رساند لذا به ما دستور رسيده كه از فضل خدا بخواهيد و در دعا مى گوئى: خدايا به فضلت با من معامله كن نه با عدلت، اگر پاى حساب عدل در كار بيايد انسان هيچ ندارد.


تاریخ ارسال پست: شنبه 23 آذر 1392 ساعت: 10:9
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,

داستان خدا بخشنده تر از همه

داستان خدا بخشنده تر از همه

سيد بحرانى نقل فرموده: پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) و على (عليه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله عليها) و امام حسن و امام حسين (عليه السلام)، شيعيان و دوستان را تا قيامت ياد كردند رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: من نصف اعمالم را به امتم واگذار كردم و على (عليه السلام) هم فرمود: من هم نصف اعمالم را به شيعيانم واگذار كردم و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسين (عليه السلام) عليهم صلوات الله نيز همين را فرمودند:
جبرئيل نازل شد و عرض كرد: حق تعالى مى فرمايد: من از شما بيشتر ايشان را دوست دارم همه آنها را مى آمرزم
كه تنها راه اميد همين است وگرنه با اين ضعف در برابر مكر شيطان و با اين بى عملى به كجا ميرسيم.

     


تاریخ ارسال پست: شنبه 23 آذر 1392 ساعت: 10:4
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,

داستان حافظ بودن خدا

 داستان حافظ بودن خدا

در تفسير منهج الصادقين داستان لطيفى از ذوالنون مصرى نقل كرده است مى گويد:
روزى به دلم افتاد كنار رود نيل بروم. از خانه بيرون آمدم ناگاه ديدم عقربى به سرعت حركت مى كند. با خود گفتم: با اين سرعت حتما ماموريتى دارد، آن را دنبال كردم. به كنار رود نيل رسيد. تا كنار آب آمد قورباغه اى خودش را به ساحل رسانيد، پشتش را به ديواره آب زد، عقرب سوار قورباغه شد و به آن طرف نيل رفت. من گفتم: حتما سرى است. خودم را با قايق به آن طرف رودخانه رساندم. ديدم قورباغه


تاریخ ارسال پست: شنبه 23 آذر 1392 ساعت: 9:58
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,

حرام بودن بهشت بر سه گروه

حرام بودن بهشت بر سه گروه

خداوند بهشت را بر چند طايفه حرام كرده است.
1 - شراب خوار.
2 - رباخوار.
3 - غيبت كننده.
عده اى كه دور هم مى نشينند، غيبت مؤمنى را مى كنند تمامشان لاشخور هستند و لاشخور را در بهشت راه نمى دهند.جاى لاشخور در لجن زارها و كنار رودخانه هاست.سگ ها دور لاشه جمع مى شوند.
اگر مى خواهى جزء لاشخورها نباشى تا در مجلسى كه نشسته اى، اگر كسى اسم مؤمنى را برد، تا خواست عيبى برايش بگويد، زود برخيز و بگريز، تا مى توانى جلويش را بگير. اگر چنانچه جلوى غيبت را گرفتى، خداوند هزار باب شر به رويت مى بندد، اگر جلويش را نگرفتى و كمكش كردى، خدا هم تو را 70 برابر غيبت كننده عذاب مى كند.


تاریخ ارسال پست: دوشنبه 18 آذر 1392 ساعت: 16:55
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,

داستان توبه لوطی

داستان توبه لوطی

تاجرى كه يكى از مريدان و مقلدين مجلسى اول (رحمة الله عليه) بود به ايشان مراجعه كرد و گفت:
آقا گرفتارى پيدا كردم، چند نفر از لوطى هاى اصفهان فرستاده اند كه ما امشب مى خواهيم به خانه تو بيائيم و من هم نمى توانم فرار كنم، چون اين لوطى ها با دستگاه حكومتى مربوطند، اسباب زحمتم مى شوند.وقتى هم كه مى آيند بايد تمام وسائل گناه را آماده كنم، بالاخره چه كنم.
مرحوم مجلسى (رحمة الله عليه) فرموده بود: عيبى ندارد من خودم اول مجلس ‍ شما مى آيم به خوشى مى گذرد. اول غروب علامه


تاریخ ارسال پست: دوشنبه 18 آذر 1392 ساعت: 16:51
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,

ماجرای سه امر مخفی

ماجرای سه امر مخفی

خداوند سه چيز را در سه چيز پنهان كرده:
اول: ولى و دوست خودش را در خلق پنهان كرده كه كسى به ديگرى اهانت نكند، به نظر پستى و حقارت به ديگرى ننگرد از ترس اينكه نكند ولى خدا باشد، براى حفظ آبروى همين شخص ولى خودش را پنهان داشته.


تاریخ ارسال پست: شنبه 16 آذر 1392 ساعت: 16:31
برچسب ها : ,,,,,,,,,,

داستان سخن درباره ذات خدا

داستان سخن درباره ذات خدا

وقتى خاتم پيامبران (صلى الله عليه و آله و سلم) بر عده اى از اصحاب گذشتند، ديدند درباره ذات خدا سخن مى گويند، چنان غضب بر آن حضرت مستولى شد كه صورت مباركش سرخ گرديد و آنها را در تكلم كردن در ذات بى مثال منع كرده و فرمود: لا تكلموا فى ذات الله فانه لا يزيدكم الا تحيرا
فرمود: در ذات خدا تكلم نكنيد زيرا كه اين راه جز سرگردانى و حيرانى چيزى نيست.
و حال آنكه آنها چه مواعظ و نصايح از پيامبر شنيده بودند چقدر علم و عقل و كمال آنها بيش از ما بوده، با وجود اين پيغمبر آنها را از تكلم كردن در ذات حضرت احديت منع مى كند، آن وقت بعضى از مردم ما، كه هيچ سواد نداريم ، شعور نداريم، عقل ما قاصر است، مى خواهيم به ذات خدا پى ببريم، از اين جهت است بعضى عقلشان به جائى نمى رسد از دين برمى گردند و كافر مى شوند.


تاریخ ارسال پست: شنبه 16 آذر 1392 ساعت: 16:28
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,

داستان ظرفیت

داستان ظرفیت
شخصى از حضرت امام رضا (عليه السلام) سؤال كرد: كه آيا پروردگار شما مى تواند آسمان ها و زمين و هر آنچه در ميان است در يك تخم مرغى قرار دهد؟
حضرت فرمود: نعم و فى اصغر من البيضه، قد جعلها فى عينك و هى اقل من البيضه
فرمود: بلى در كمتر از تخم مرغى هم قرار مى دهد و الان در چشم هاى تو قرار داده است كه كوچكتر از تخم مرغ است، هرگاه چشم هايت را باز كنى مى بينى آسمان ها و زمين را در صورتيكه نه چشم


تاریخ ارسال پست: شنبه 16 آذر 1392 ساعت: 16:26
برچسب ها : ,,,,,,,,

ماجرای احقاق حق در آخرت

ماجرای احقاق حق در آخرت

از امام (عليه السلام) پرسيدند: هرگاه مرد مؤمنى حقى به گردن كافرى داشت، از آن كافر كه اهل دوزخ است، در برابر آن چه چيزى مى ستاند؟
امام (عليه السلام) فرمود: از گناهان آن مرد مسلمان به اندازه حقى كه به گردن آن كافر دارد كم مى شود و آن كافر به اندازه آنها به همراه عذاب كفر خود عذاب مى شود.
آن مرد عرب گفت: هرگاه مسلمانى به گردن مسلمانى حقى داشت چگونه حقش از آن مسلمان دريافت مى شود؟


تاریخ ارسال پست: شنبه 16 آذر 1392 ساعت: 16:24
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,

شاهد پیغمبران

شاهد پیغمبران

از پيغمبران مى پرسند كه: شما را براى دعوت خلق فرستاديم، آيا به مردم رسانديد؟
عرض مى كنند: پروردگارا تو شاهدى كه ما مسامحه نكرديم.
ندا مى رسد: شاهد شما كيست؟
همه مى گويند: شاهد ما خاتم ما است، يعنى محمد (صلى الله عليه و آله و سلم).
و همچنين از عيسى بن مريم مى پرسند: آيا تو گفتى كه من و مادرم را بپرستيد؟


تاریخ ارسال پست: شنبه 16 آذر 1392 ساعت: 16:20
برچسب ها : ,,,,,,,,,

انواع گروههای مردم

انواع گروههای مردم

مردم از لحاظ حساب در روز جزا بر سه گروهند، عده اى بدون حساب وارد بهشت مى شوند، ايشان دوستان اهل بيت هستند كه از آنها حرامى سر نزده يا اينكه با توبه از دنيا رفته اند.
طايفه دوم ؛ بر عكس ايشانند كه بدون حساب وارد جهنم مى شوند كه در قرآن مى فرمايد:
فلا نقيم له يوم القيامه وزنا كسانى كه بى ايمان از دنيا بروند حسابى ندارند، عملشان ارزشى ندارد، چون بى ايمانند.


تاریخ ارسال پست: شنبه 16 آذر 1392 ساعت: 16:14
برچسب ها : ,,,,,,,,,,

داستان گریه پیامبر(ص)

داستان گریه پیامبر(ص)

رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) بر زنيكه آتش تنور روشن كرده بود و نان مى پخت گذشتند. اين زن طفلى داشت كه پهلوى خود نشانيده بود.
همينكه چشمش به آن حضرت افتاد عرض كرد: يا رسول الله شنيده ام كه شما فرموده ايد: ان الله ارحم بعبده من الوالده بولدها
يعنى خداوند مهربان تر است به بنده خود از مادر نسبت به فرزند خود.



تاریخ ارسال پست: شنبه 16 آذر 1392 ساعت: 16:12
برچسب ها : ,,,,,,,,,,

داستان دعای دو حیوان

داستان دعای دو حیوان

سالى قحطى و خشكسالى شد مردم براى دعاى باران به صحرا رفتند، هرچه دعا كردند باران نيامد در آن اثنا آهوئى را ديدم به سوى غدير ((گودال)) آبى مى دويد كه آب بياشامد. همينكه غدير را خشك ديد، حيران شد، چند مرتبه به سوى آسمان نظر كرد، ناگاه ابرى ظاهر شد و آنقدر باران آمد كه غدير ((گودال)) مملو از آب شد و آن آهو آب خورد و سيراب شد.
در روايت ديگرى است:


تاریخ ارسال پست: شنبه 16 آذر 1392 ساعت: 16:8
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,

ماجرای ابن بابویه

ماجرای ابن بابویه

در زمان فتحعلى شاه نزديك حضرت عبدالعظيم خرابه اى بود و در آن خرابه تپه خاكى بود. زمانى به واسطه بارانى كه آمده بود آب پاى آن تپه افتاد و تا وقتيكه آمدند آنجا را تعمير كنند شكافته شد. همينكه قدرى خاك ها را عقب كردند سردابه ((زير زمين)) ظاهر شد.
در آن سردابه و زيرزمين پاهاى ميتى نمايان شد. وقتى كه خاك ها را عقب زدند، ديدند يك بدن پيدا شد،تر و تازه. هنوز آثار خضاب به محاسن و دست هايش باقى است ولى كفنش پوسيده و خاك شده و


تاریخ ارسال پست: شنبه 16 آذر 1392 ساعت: 16:4
برچسب ها : ,,,,,,,,

داستان اثبات وجود خدا

داستان اثبات وجود خدا

مى نويسند: پادشاهى بود دهرى مذهب. وزيرى بسيار عاقل و زيرك داشت. هرچه ادله و براهين براى شاه بر اثبات وجود صانع اقامه مى كردند كه اين آسمان ها و زمين را خدا خلق كرده و ممكن نيست اين بناهاى به اين عظمت بدون صانع و خالق موجود شود و ممكن نيست يك بنائى بدون بنا و استاد و معمار ساخته شود شاه قبول نمى كرد.
آخر الامر وزير بناى يك باغ و درخت ها و عمارتى در بيرون شهر گذارد. بعد از اينكه تمام شد



تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 13 آذر 1392 ساعت: 17:9
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,

شرح نفخ صور

شرح نفخ صور

هنگاميكه قيامت برپا مى شود اولين امرى كه واقع مى شود نفخ صور است كه خداى تعالى مكرر در قرآن مجيد خبر داده است.
از آيات و اخبار اينطور استفاده مى شود كه دو نفخ صور است. يك نفخ ميراندن و ديگرى زنده كردن. خداوند در سوره زمر آيه 68 مى فرمايد: ((در صور دميده مى شود پس هلاك مى شود هر كه در آسمان ها و زمين است، مگر كسى كه خدا آنرا بخواهد؛ سپس دوباره دميده مى شود آنگاه قيامت برپا مى شود.))


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 13 آذر 1392 ساعت: 17:7
برچسب ها : ,,,,,,,,,

مثالی برای درک عجایب آفرینش

مثالی برای درک عجایب آفرینش

يك برگ درخت آيه اى است از آيات الهى تا برسد به جانوران و انسان همه آيات الله اند؛ پشه را ببين دستگاه خلقتش چقدر عظيم است. پشه اى كه با يك فوتى حركت مى كند، داراى تمام مشاعر حيوانى است. چشم دارد، گوش دارد، معده دارد، درك دارد، حتى قوه حافظه و واهمه هم در وجود اين حيوان جمع است. علاوه بر اين، شش دست و پا به آن لطيفى دارد. هوشش هم زياد است. از طرفى مساله خرطوم اين پشه بطورى در بدن انسان فرو مى كند كه انسان نمى فهمد تا بخواهى نگاهش كنى غذايش را خورده و رفته است. خرطومش چقدر قوى است. پشه با فيل در دستگاه خلقت تفاوتى ندارد بلكه پشه دو بال اضافه هم دارد. آنكه فيل را خلق كرد مى تواند همين دستگاه را در پشه ايجاد كند. لكن نسبت كه در بين مى آيد مخلوقات كوچك و بزرگ دارند ولى از لحاظ خلقت همه بزرگند.


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 13 آذر 1392 ساعت: 17:2
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,,

داستان عظمت پیامبر اسلام (ص)

داستان عظمت پیامبر اسلام (ص)

انوار تجليات الهى خيلى مهيب و عظيم است و بهر موجودى برسد آن موجود را طاقت تحمل نيست. وقتى كه موسى بن عمران مطالبه رويت عظمت خدا را كرد، ندا رسيد: به كوه طور نگاه كن. وقتى نورى از انوار الهى كه البته نور جلال است، تجلى كرد، كوه با آن صلابت را ريز ريز كرد، موسى مدهوش شد.
اما در مقابل پيامبر خاتم (صلى الله عليه و آله و سلم) تجلى عظمت هزاران برابر تجلى آن روز در كوه طور بود.


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 13 آذر 1392 ساعت: 17:0
برچسب ها : ,,,,,,,,,,

داستان عظمت خدا در معراج

 

داستان عظمت خدا در معراج

در روايتى از امام صادق (عليه السلام) است كه فرمود:
به اندازه چشمه سوزنى راه بازگرديد و پيامبر در معراج نمونه اى از عظمت خداى تعالى را ديد.
(مرحومه علامه مجلسى مى فرمايد: شايد تعبير اين چشمه سوزن آن باشد كه به اندازه چشمه سوزنى از عظمت خداى تعالى را به او نشان دادند و اين كنايه است از كمى آنچه براى آن حضرت از معرفت ذات و صفات خدا ظاهر شد، هرچند همين قدر مقدار فوق طاقت بشرى بود.)
لذا رسول الله مدهوش شد.
آن وقت مى فرمايد: كه خداى تعالى دست لطفش را به سينه رسول الله گذاشت و در روايت ديگر است كه رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: خدا دست قدرت را بين كتف من قرار داد، پس خنكى آن را در سينه ام يافتم.


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 13 آذر 1392 ساعت: 16:58
برچسب ها : ,,,,,,,,,,

داستان غربت جوان گناهکار

داستان غربت جوان گناهکار

در بنى اسرائيل جوان فاسقى بود كه در زمان حضرت موسى (عليه السلام)، اهل شهر از معصيت او به تنگ آمده بودند به موسى خطاب شد، كه او را بيرون كن. حضرت موسى بيرونش كرد. به قريه اى رفت. از آنجا نيز بيرونش ‍ كردند، بالاى كوهى و در ميان غارى رفت و در آنجا مريض شد و كسى نبود كه او را پرستارى كند. صورت روى خاك گذارد و عرض كرد:
يا رب لو كانت والدتى عند راسى لرحمتنى و بكت على ذلى و غربتى...


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 13 آذر 1392 ساعت: 16:54
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,

داستان ارزش دل شکسته

داستان ارزش دل شکسته

هر چيزى پس از شكسته شدن از قيمت مى افتد مگر دل، تا شكسته نشود قيمت پيدا نمى كند و هرچه شكستگى دل بيشتر شد رحمت خدا به او نزديكتر است و بيشتر شامل حال صاحبش مى شود، لذا ترحم كردن به دل شكستگان منشا خشنودى خداوند رحمان است مخصوصا غريب كه بيشتر مورد ترحم است. حتى ملك الموت هم كه خدا رحم در دلش قرار نداده به حالت غريب رحمش مى آيد، چنانچه در خبر دارد:


تاریخ ارسال پست: سه شنبه 12 آذر 1392 ساعت: 16:19
برچسب ها : ,,,,,,,,,

داستان رابطه نهنگها و پرنده ها

داستان رابطه نهنگها و پرنده ها


بعضى از نهنگ هاى دريايى هستند كه غذا و طعمه آنها ماهى ها و حيوانات كوچك دريايى است.
از عجائب اينكه! وقتى آنها از ماهيها و حيوانات دريايى مى خورند، تكه هايى از گوشت آن ماهى ها در لاى دندان هاى نهنگ ها مى ماند و موجب آزار آنها مى شود ،
اين نهنگ ها به ساحل دريا مى آيند و دهانشان را كه همچون غارى مى باشد باز مى كنند، پرندگان هوا مى آيند و به داخل دهان آنها رفته و گوشت هاى لاى دندان هاى آنها را با منقارهاى تيز خود مى گيرند و مى خورند، هم خود را سير مى كنند و هم با اين عمل مسواك و خلال، نهنگ ها را از آزار نجات مى دهند.


تاریخ ارسال پست: سه شنبه 12 آذر 1392 ساعت: 16:17
برچسب ها : ,,,,,,,,

داستان ذکر پرنده

داستان ذکر پرنده

انس بن مالك مى گويد: همراه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) به بيابان رفتيم. پرنده اى در آنجا ديديم كه آواز مخصوص از آن شنيده مى شد.
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) به من فرمود: آيا مى دانى اين پرنده چه مى گويد؟!
عرض كردم: خدا و رسولش آگاه تر است.
فرمود: مى گويد:
يا رب! اذهبت بصرى و خلقتنى اعمى فارزقنى فانى جائع.


تاریخ ارسال پست: جمعه 08 آذر 1392 ساعت: 21:16
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,

داستان خداوند رحمت

داستان خداوند رحمت

در تفسير صافى دارد كه خدا را صد جزء رحمت است. يك جزء از آن صد جزء را در دنيا به مخلوقات خود داده كه از آن يك جزء رحمى است كه پدر به فرزند دارد و مادر به طفل خود دارد و مومنين به هم دارند و همچنين رحمى است كه حيوانات با يكديگر دارند و نود و نه جزء ديگرش را براى خود گذارده كه روز قيامت بندگانش را رحم كند و بواسطه همين صفت رحم بود كه خداوند حضرت موسى را به درجه مقام نبوت و پيغمبر رساند.
به حضرت موسى خطاب شد: مى دانى تو را براى چه پيغمبر گردانديم؟
عرض كرد: الهى تو بهتر مى دانى. خطاب شد ياد دارى روزى در آن موضع گوسفند مى چرانيدى، يكى از آنها از گله فرار كرد، همراهش رفتى به او رسيدى و او را اذيت نكردى. گفتى: اى حيوان، هم مرا و هم خودت را به تعب و زحمت انداختى و او را با كمال ملايمت به گله بازگرداندى. چون اين شفقت و مهربانى را از تو ديدم در حق آن حيوان، تو را به منصب نبوت رسانيدم.


تاریخ ارسال پست: جمعه 08 آذر 1392 ساعت: 21:13
برچسب ها : ,,,,,,,,,

داستان هوش گنجشك ها

 داستان هوش گنجشك ها

روزى سرد، در بيرون شهر بر فراز كوه هاى نزديك، كوه پيمائى مى كردم، در مسير خود گنجشك هايى را ديدم كه روى بركه يخ بسته نشسته اند و مى كوشند تا با سوراخ كردن قشر يخ، بوسيله منقار خود آبى براى نوشيدن پيدا كنند. هر بار كه جايى از يخ را نوك مى زدند، بر اثر كلفتى يخ، نتيجه نمى گرفتند و به نوك زدن جاى ديگر مى پرداختند.ولى همه اين تلاشها بر اثر كلفتى يخ بى نتيجه بود.
ناگهان ديدم كه يكى از گنجشكها به روى يخ خوابيد، و گمان كردم كه بيچاره آسيبى ديده و روى يخ افتاده است، ولى گمان من به زودى باطل شد زيرا طولى نكشيد كه گنجشك مزبور از جاى برخواست و


تاریخ ارسال پست: جمعه 08 آذر 1392 ساعت: 21:10
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,

داستان انفجار

داستان انفجار

در جنگ تحميلى ايران و عراق، يكى از رزمندگان دلاور نيروى جمهورى اسلامى ايران نقل مى كرد:
در عمليات رمضان كه در سال 22/4/1361 شمسى در جنوب كشور با رمز ((يا صاحب الزمان ادركنى)) شروع شد و به پيروزى سپاه اسلام پايان يافت، تيرماه بود و هوا بسيار گرم بود و من با جمعى از رزمندگان عزيز كنار يك كانال ماهيگيرى آماده براى پدافند و حفظ و حراست بوديم، عده اى از ارتشيان اسلام در ده مترى پشت سر ما در سايه تانك قرار داشتند.
خط مقدم جبهه بود و هر لحظه احساس خطر مى كرديم. ناگهان خمپاره اى از سوى دشمن آمد و به آن تانك خورد. تانك آتش گرفت ولى مهمات درون آن منفجر نشد.ارتشيانى كه در آنجا بودند سريع كنار رفتند و آسيبى به آنها نرسيد.


تاریخ ارسال پست: جمعه 08 آذر 1392 ساعت: 21:4
برچسب ها : ,,,,,,,

ليست صفحات

تعداد صفحات : 3