close
تبلیغات در اینترنت
داستان رفع قحطی بدلیل توبه
جمعه 27 مرداد 1396
ابزار تلگرام
folder98 facebook
توضيحات بنر تبليغاتي



نویسنده : محمدامین |

داستان رفع قحطی بدلیل توبه

در زمان حضرت موسى (عليه السلام) در بنى اسرائيل به جهت نيامدن باران قحطى شد. مردم خدمت حضرت موسى رسيدند و گفتند: براى ما نماز استسقاء ((نماز باران)) بخوان. حضرت موسى (عليه السلام) برخواست كه با قوم خود براى دعاى باران بروند و بيشتر از هفتاد هزار نفر بودند. هرچه دعا كردند باران نيامد.
حضرت موسى (عليه السلام) عرض كرد: خدايا چرا باران نمى آيد، مگر قدر و منزلت من نزد تو كهنه شده؟


خطاب رسيد: نه، ليكن ميان شما يك نفر است كه چهل سال مرا معصيت مى كند. به او بگو از جمعيت خارج شود تا باران رحمتم را نازل كنم.موسى (عليه السلام) عرض كرد: الهى صداى من ضعيف است، چگونه به هفتاد هزار جمعيت برسد؟
خطاب شد: اى موسى تو بگو من صداى تو را به مردم مى رسانم. حضرت موسى به صداى بلند صدا زد: اى كسى كه چهل سال است معصيت خدا را مى كنى از ميان ما برخيز و بيرون رو كه خداوند به جهت شومى و بدى تو باران رحمتش را از ما قطع كرده.
آن مرد عاصى برخواست نگاهى به اطراف كرد، ديد كسى بيرون نرفت. فهميد خودش بايد بيرون برود. با خود گفت چه كنم. اگر برخيزم و از ميان مردم بروم كه مردم مرا مى بينند و مى شناسند و رسوا مى شوم و اگر نروم كه خدا باران نمى دهد. همانجا نشست و از روى حقيقت توبه كرد و از كرده خود پشيمان شد. يكدفعه ابرها آمده و به هم متصل شد و چنان بارانى آمد كه تمام سيراب شدند.
موسى عرض كرد: الهى كسى كه از ميان ما بيرون نرفت چگونه شد كه باران آمد؟
خطاب شد: سقيتكم بالذى منعتكم به به شما باران دادم، به سبب آن كسى كه شما را منع كردم و گفتم از ميان شما بيرون برود.
موسى (عليه السلام) عرض كرد: خدايا! اين بنده را به من بنما.
خطاب شد: اى موسى آن وقتى كه مرا معصيت مى كرد رسوايش نكردم، حال كه توبه كرده او را رسوا كنم؟ حاشا، من نمامين ((و سخن چينان را)) دشمن مى دارم، خود نمامى كنم؟

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0


نمایش این کد فقط در ادامه مطلب
برچسب ها : داستان رفع قحطی بدلیل توبه , داستان رفع قحطی , داستان رفع قحطی توبه , داستان توبه , رفع قحطی بدلیل توبه , رفع قحطی , توبه , داستان , مذهبی , داستان مذهبی , خدا , امیر دل , داستان خدا , مرجع داستان مذهبی , مرجع مذهبی ,

تاریخ : شنبه 30 آذر 1392 | نظرات () بازدید : 283

داستان انصاف تاریخ : پنجشنبه 12 مرداد 1396
داستان فضل خداوند تاریخ : شنبه 17 تیر 1396
خدا کیست؟ تاریخ : جمعه 15 بهمن 1395
داستان من صاحب جنازه ام تاریخ : چهارشنبه 06 بهمن 1395
پاورپوینت اخلاص تاریخ : پنجشنبه 30 دی 1395
داستان اثر کار برای رضای خدا تاریخ : پنجشنبه 30 دی 1395
داستانی از لطف خدا به بنده تاریخ : یکشنبه 26 دی 1395
پاورپوینت سفر خوشبختی تاریخ : جمعه 24 دی 1395
داستان عفو و گذشت = بهای بهشت تاریخ : چهارشنبه 15 دی 1395
ماجرای گفتگوی خدا با شیطان تاریخ : چهارشنبه 15 دی 1395


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی


سایت امیر دل منبع داستان مذهبی, روایات مذهبی, روایت مذهبی,مذهبی, روایات, روایت,داستان مذهبی,خدا,امیر دل,داستان خدا,مرجع داستان مذهبی,مرجع مذهبی
بالای صفحه
امیر دل
firefox
opera
google chrome
safari