close
تبلیغات در اینترنت
داستان ثواب ذکر صلوات

تبلیغات

درباره ما

    سایت امیرِدل منبع داستان و روایات مذهبی از آبان ماه سال 92 شروع به فعالیت نموده است.

تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجي

    آیا برای خواندن مطالب سایت صلوات فرستادین؟


آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 134
    کل نظرات کل نظرات : 3
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 51

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 128
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 221
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 2
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 12
    آي پي امروز آي پي امروز : 21
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 68
    بازدید هفته بازدید هفته : 698
    بازدید ماه بازدید ماه : 2,634
    بازدید سال بازدید سال : 44,589
    بازدید کلی بازدید کلی : 423,893

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 3.85.245.126
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : پنجشنبه 25 مهر 1398

داستان ثواب ذکر صلوات

داستان ثواب ذکر صلوات

رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود:
وقتى به معراج رفتم ديدم ملكى را كه هزار هزار دست دارد ((يك ميليون)) و هر دستى هزار هزار انگشت و هر انگشتى هزار هزار بند دارد.
آن ملك گفت: من حساب دانه هاى قطرات باران را مى دانم كه چند تا در صحرا و چند دانه در دريا مى بارد و عرض كرد: تعداد قطرات باران را از ابتداى خلقت تا حال را مى دانم ؛ آن وقت عرض كرد: حسابى است كه من از محاسبه آن عاجزم.

فرمود: چيست؟
عرض كرد: هرگاه جماعتى از امت تو با هم باشند و همه با هم بر تو صلوات بفرستند من از محاسبه ثواب آن صلوات عاجزم اللهم صل على محمد و آل محمد
يكى ديگر از آيات كبريائى كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) در ليله المعراج مشاهده فرمود كه نسبت به آيات ديگر اكبر است، اين است كه فرمود:
ملكى ديدم نصف بدنش از برف و نيمى ديگر از آتش است. اين ملك ندائى مى داد و مى گفت: اى خدا، اى كسى كه بين آتش و برف الفت انداختى، دلهاى مؤمنين را با هم مالوف گردان.
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: رسيدم به ملائكى كه ايستاده بودند و سرهايشان به زير بود و عجب آنكه عضوى از اعضاى ايشان كه حمد خدا را نكند نبود، پرسيدم: اينها كه هستند؟ جبرئيل عرض كرد: از اول خلقت تا حال از عظمت خدا سر بلند نكرده اند.


تاریخ ارسال پست: پنجشنبه 28 آذر 1392 ساعت: 15:10
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,,,,,

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی