close
تبلیغات در اینترنت
داستان عفو و گذشت = بهای بهشت

تبلیغات

درباره ما

    سایت امیرِدل منبع داستان و روایات مذهبی از آبان ماه سال 92 شروع به فعالیت نموده است.

تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجي

    آیا برای خواندن مطالب سایت صلوات فرستادین؟


آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 134
    کل نظرات کل نظرات : 3
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 51

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 100
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 140
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 3
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 6
    آي پي امروز آي پي امروز : 35
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 64
    بازدید هفته بازدید هفته : 240
    بازدید ماه بازدید ماه : 6,147
    بازدید سال بازدید سال : 40,893
    بازدید کلی بازدید کلی : 420,197

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 35.175.191.150
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : سه شنبه 02 مهر 1398

داستان عفو و گذشت = بهای بهشت

 داستان عفو و گذشت =  بهای بهشت

روزى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) در جمع اصحاب نشسته بودند، ناگهان شروع به خنده شديدى كردند به طورى كه دندانهاى مباركشان پيدا شد عمر پرسيد: اى رسول خدا چه چيز شما را به خنده واداشت ؟
حضرت فرمودند: دو مرد از امت من در پيشگاه خداوند مى ايستند.
يكى از آنها مى گويد: خدايا حق مرا از اين شخص بگير!
خداوند به ديگرى مى فرمايد: حق بردارت را كه در دنيا به ظلم از او غضب كردى به او برگردان آن شخص مى گويد: چيزى از اعمال صالح من باقى نمانده تا به او بدهم خداوند به اولى مى فرمايد: بردار دينى تو عمل صالح و خيرى ندارد تا در عوض حق تو را بدهد، با او چه مى كنى ؟ او مى گويد: خدايا از گناهان من مقدارى را او تحمل كند.

در اين هنگام چشمان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) پر از اشك شد و فرمودند: آن روز بسيار بزرگ و با عظمت است ، روزى است كه مردم نياز دارند تا بارها گناه و عذاب آن از آنها برداشته شود.
سپس حضرت فرمودند: خداوند به شخصى كه مورد ظلم واقع شده ، مى فرمايد: چشمت را باز كن و نگاهى به بهشت بينداز! او نگاه به بهشت مى كند.
خداوند مى پرسد: چه مى بينى ؟ مى گويد: شهرهائى از نقره قصرهائى از طلا كه لولو و جواهرات در آن بكار رفته را مى بينم .
خدايا اين قصرها براى كدام پيامبر يا كدام شهيد مى باشد؟
خداوند مى فرمايد: اينها متعلق به كسى است كه قيمت آنرا بپردازد.
او مى گويد: خدايا چه كسى مالك آنها مى شود؟
خداوند مى فرمايد: تو مالك آنها خواهى شد.
او مى گويد: در برابر چه چيز آنها را مالك مى شوم ؟
مى فرمايد: در برابر عفو و گذشت از اين برادر و دوستت !
او مى گويد: خدايا او را بخشيدم و از حق خود گذشتم .
خداوند مى فرمايد: دست او را بگير و با هم داخل بهشت بشويد.
سپس پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمودند: تقوى پيشه كنيد و به اصلاح بين خود بپردازيد، بدرستى كه خدا در قيامت بين مومنين اصلاح خواهد كرد؟


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 15 دي 1395 ساعت: 11:11
برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,,,,,

بخش نظرات این مطلب

این نظر توسط مصطفی در تاریخ 1395/9/16 و 10:18 دقیقه ارسال شده است

مصطفی گفته:

حیف که منبع و سند نداره... والا داستان خوبی بود...

این نظر توسط محمد در تاریخ 1395/7/29 و 16:50 دقیقه ارسال شده است

محمد گفته:

افرییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییین

این نظر توسط حسین در تاریخ 1395/6/3 و 22:14 دقیقه ارسال شده است

حسین گفته:

با سلام.بسیار عالی و تکان دهنده بود ولی لطفا منبع روایات و داستان هایتان را هم ترجیحا با ذکر سند بیاورید.ممنونم


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی