close
تبلیغات در اینترنت

داستان عفو و گذشت = بهای بهشت

برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید

تبلیغات

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آرشیو

 داستان عفو و گذشت =  بهای بهشت

روزى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم) در جمع اصحاب نشسته بودند، ناگهان شروع به خنده شديدى كردند به طورى كه دندانهاى مباركشان پيدا شد عمر پرسيد: اى رسول خدا چه چيز شما را به خنده واداشت ؟
حضرت فرمودند: دو مرد از امت من در پيشگاه خداوند مى ايستند.
يكى از آنها مى گويد: خدايا حق مرا از اين شخص بگير!
خداوند به ديگرى مى فرمايد: حق بردارت را كه در دنيا به ظلم از او غضب كردى به او برگردان آن شخص مى گويد: چيزى از اعمال صالح من باقى نمانده تا به او بدهم خداوند به اولى مى فرمايد: بردار دينى تو عمل صالح و خيرى ندارد تا در عوض حق تو را بدهد، با او چه مى كنى ؟ او مى گويد: خدايا از گناهان من مقدارى را او تحمل كند.

در اين هنگام چشمان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) پر از اشك شد و فرمودند: آن روز بسيار بزرگ و با عظمت است ، روزى است كه مردم نياز دارند تا بارها گناه و عذاب آن از آنها برداشته شود.
سپس حضرت فرمودند: خداوند به شخصى كه مورد ظلم واقع شده ، مى فرمايد: چشمت را باز كن و نگاهى به بهشت بينداز! او نگاه به بهشت مى كند.
خداوند مى پرسد: چه مى بينى ؟ مى گويد: شهرهائى از نقره قصرهائى از طلا كه لولو و جواهرات در آن بكار رفته را مى بينم .
خدايا اين قصرها براى كدام پيامبر يا كدام شهيد مى باشد؟
خداوند مى فرمايد: اينها متعلق به كسى است كه قيمت آنرا بپردازد.
او مى گويد: خدايا چه كسى مالك آنها مى شود؟
خداوند مى فرمايد: تو مالك آنها خواهى شد.
او مى گويد: در برابر چه چيز آنها را مالك مى شوم ؟
مى فرمايد: در برابر عفو و گذشت از اين برادر و دوستت !
او مى گويد: خدايا او را بخشيدم و از حق خود گذشتم .
خداوند مى فرمايد: دست او را بگير و با هم داخل بهشت بشويد.
سپس پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمودند: تقوى پيشه كنيد و به اصلاح بين خود بپردازيد، بدرستى كه خدا در قيامت بين مومنين اصلاح خواهد كرد؟

نویسنده:

تاریخ: چهارشنبه 15 دي 1395 ساعت: 11:11

نظرات()

تعداد بازديد : 11832

به این پست رای دهید:

بخش نظرات این مطلب

این نظر توسط (( مصطفی )) در تاریخ 1395/9/16 و 10:18 دقیقه ارسال شده است

مصطفی

حیف که منبع و سند نداره... والا داستان خوبی بود...

این نظر توسط (( محمد )) در تاریخ 1395/7/29 و 16:50 دقیقه ارسال شده است

محمد

افرییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییین

این نظر توسط (( حسین )) در تاریخ 1395/6/3 و 22:14 دقیقه ارسال شده است

حسین

با سلام.بسیار عالی و تکان دهنده بود ولی لطفا منبع روایات و داستان هایتان را هم ترجیحا با ذکر سند بیاورید.ممنونم


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

آمار

آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب : 134
کل نظرات : 2
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین : 2
تعداد اعضا : 51
آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید امروز : 579
بازدید دیروز : 841
ورودی امروز گوگل : 3
ورودی گوگل دیروز : 0
آي پي امروز : 43
آي پي ديروز : 80
بازدید هفته : 5,626
بازدید ماه : 17,918
بازدید سال : 55,130
بازدید کلی : 283,192
اطلاعات شما اطلاعات شما
آی پی : 54.167.135.61
مرورگر :
سیستم عامل :
امروز : یکشنبه 06 فروردین 1396

درباره ما

سایت امیر دل منبع داستان مذهبی, روایات مذهبی, روایت مذهبی,مذهبی, روایات, روایت,داستان مذهبی,خدا,امیر دل,داستان خدا,مرجع داستان مذهبی,مرجع مذهبی

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجي

آیا برای خواندن مطالب سایت صلوات فرستادین؟