close
تبلیغات در اینترنت
داستان عظمت پیامبر اسلام (ص)

تبلیغات

درباره ما

    سایت امیرِدل منبع داستان و روایات مذهبی از آبان ماه سال 92 شروع به فعالیت نموده است.

تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجي

    آیا برای خواندن مطالب سایت صلوات فرستادین؟


آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 134
    کل نظرات کل نظرات : 3
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 2
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 51

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 135
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 193
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 5
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 6
    آي پي امروز آي پي امروز : 55
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 71
    بازدید هفته بازدید هفته : 484
    بازدید ماه بازدید ماه : 2,420
    بازدید سال بازدید سال : 44,375
    بازدید کلی بازدید کلی : 423,679

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 3.228.21.186
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : چهارشنبه 24 مهر 1398

داستان عظمت پیامبر اسلام (ص)

داستان عظمت پیامبر اسلام (ص)

انوار تجليات الهى خيلى مهيب و عظيم است و بهر موجودى برسد آن موجود را طاقت تحمل نيست. وقتى كه موسى بن عمران مطالبه رويت عظمت خدا را كرد، ندا رسيد: به كوه طور نگاه كن. وقتى نورى از انوار الهى كه البته نور جلال است، تجلى كرد، كوه با آن صلابت را ريز ريز كرد، موسى مدهوش شد.
اما در مقابل پيامبر خاتم (صلى الله عليه و آله و سلم) تجلى عظمت هزاران برابر تجلى آن روز در كوه طور بود.


اولا: سدره المنتهى كه محل ظهور انوار الهى بود منهدم نگرديد.
ثانيا: پيغمبر مكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) با آن همه ظهورت تحمل پيدا كرد؛ خدا به او قوه و نيرو داد وگرنه او هم طاقت نداشت.
(كيست به اين درجه برسد و از همه خود را ضعيف تر ببيند. حال ببينيد خدا در عوض به او چه معامله اى كرده، اگر كسى با ادب بسوى خدا برود چنان قبض مى برد كه وصفش نتوان كرد، چه در خلوت و چه در جلوت، همه جا بايد خدا را حاضر و ناظر ديد.
رسول الله چنان ادبى از خود نشان داد كه از هيچ پيغمبرى بروز ننمود. ببينيد خدا با او چطور تلافى نمود، پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) به جائى رسيد كه جبرئيل حركت نكرد، پيامبر فرمود: در چنين جائى مرا تنها مى گذارى .جبرئيل عرض كرد: يا محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) تو را به خدا مى سپارم.


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 13 آذر 1392 ساعت: 17:0
برچسب ها : ,,,,,,,,,,

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی