close
تبلیغات در اینترنت
امیر دل - 4

ورود به سايت

نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
تبليغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
ثبت نام سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آخرين ارسالي ها
خدا کیست؟ تاريخ : جمعه 15 بهمن 1395
داستان من صاحب جنازه ام تاريخ : چهارشنبه 06 بهمن 1395
پاورپوینت اخلاص تاريخ : پنجشنبه 30 دی 1395
داستان اثر کار برای رضای خدا تاريخ : پنجشنبه 30 دی 1395
داستانی از لطف خدا به بنده تاريخ : یکشنبه 26 دی 1395
پاورپوینت سفر خوشبختی تاريخ : جمعه 24 دی 1395
داستان عفو و گذشت = بهای بهشت تاريخ : چهارشنبه 15 دی 1395
ماجرای گفتگوی خدا با شیطان تاريخ : چهارشنبه 15 دی 1395
داستان قسم دادن خداوند تاريخ : چهارشنبه 15 دی 1395
عجایب خلقت خفاش تاريخ : چهارشنبه 15 دی 1395
نظر سنجي
آیا برای خواندن مطالب سایت صلوات فرستادین؟



سلام دوست من به سايت امیر دل خوش آمديد لطفا براي استفاده از تمامي امکانات

دانلود فايل , شرکت در انجمن و گفتگو با ساير اعضا در سايت ثبت نام کنيد




آخرين ارسال هاي انجمن

قسمت آخر خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا

تاريخ: امروز, : شنبه 02 آبان 1394 نويسنده: /user-admin

موضوع:


قسمت آخر خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا

قیس بن اشعث گفت:  «یا حسین! چرا با پسر عمویت بیعت نمی‌کنی؟ با تو به دلخواهت رفتار خواهد کرد و کوچک‌ترین ناراحتى متوجه تو نخواهد شد.»

امام (ع) در جواب قیس فرمود: «تو هم مثل برادرت هستى، می‌خواهی مردان بنی‌هاشم بیش از خون مسلم بن عقیل را از تو انتقام بگیرند؟

لا ولله لا اعطیهم بیدى اعطاء الذلیل و لا أفر فرار العبید ::  نه به خدا قسم، نه دست در دست آنان می‌گذارم و نه مانند بردگان از صحنه جنگ با دشمن فرار خواهم کرد.

پس از آن آیه قرآن را که داستان موسى را در برابر لجاجت فرعونیان نقل می‌کند قرائت فرمود: انى عذت بربى و ربکم أن ترحمون ...من به پروردگار خویش و پروردگار شما پناه می‌برم که گفتار مرا قبول نمی‌کنید، پناه می‌برم به پروردگار خود و پروردگار شما از هر شخص متکبر و سرکشى که بروز ایمان نمی‌آورد.»

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 



امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

بازديد : 375

کمی از خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا (2)

تاريخ: امروز, : شنبه 02 آبان 1394 نويسنده: /user-admin

موضوع:


 کمی از خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا (2)

گفتار پیغمبر (ص) درباره من و برادرم شک دارید آیا در این واقعیت هم شک دارید که من فرزند دختر پیغمبر شمایم؟! به خدا قسم در تمام دنیا، نه در میان شما، و نه در غیر میان شما از من، پیغمبر فرزندى ندارد، واى بر شما، آیا کسى را از شما کشته‌ام که در مقابل خون او می‌خواهید مرا بکشید؟ آیا مال کسى را حیف و میل کرده‌ام؟ یا جراحتی بر کسى وارد ساخته‌ام که می‌خواهید مجازاتم کنید؟»

در مقابل گفتار امام هم سکوت کردند و کسى جوابى نداشت، لذا امام به چند نفر از افراد ناشناس که در لشکر عمر سعد بودند و برایش دعوت‌نامه نوشته بودند خطاب و فرمود: «یا شبث بن ربعى، و یا حجار بن ابجر و یا قیس بن اشعث و یا یزید بن الحارث الم تکتبوا الى أن قد اینعت الثمار، و أخضر الجناب و انما تقدم على جند لک مجنده؟

اى شبث بن ربعى! و اى حجار بن ابجر و اى قیس بن اشعث و اى زید بن حارث! مگر شما نبودید براى من نامه نوشتید که: میوه‌هایمان رسیده، و درختانمان سرسبز و خرم شده، در کوفه بر لشکریانى مجهز و آماده به خدمت وارد خواهى شد.

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 



امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

بازديد : 231

کمی از خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا (1)

تاريخ: امروز, : شنبه 02 آبان 1394 نويسنده: /user-admin

موضوع:


کمی از خطبه امام حسین(ع) در روز عاشورا (1)

اگر سخنان مرا تصدیق می‌کنید، این‌ها همه حق‌اند و کوچک‌ترین خلاف واقعى، در آن‌ها نیست، زیرا هنوز در طول عمر خود از آن روزی که فهمیده‌ام خداوند بر دروغ‌گویان غضب کرده و دروغ را به خودش برمی‌گرداند، هرگز دروغ نگفته‌ام. و اگر گفتارم را باور ندارید، اینک هنوز برخى از صحابه رسول خدا (ص) در قید حیات هستند، می‌توانید از آن‌ها بپرسید، از جابر بن عبدلله انصارى، ابو سعید خدرى، سهل بن سعد ساعدى، زید بن ارقم، انس بن مالک از اینان بپرسید این‌ها همه سخنان پیغمبر را درباره من و برادرم از رسول خدا (ص) شنیده‌اند و بدانید همین یک جمله می‌تواند مانع شما گردد تا دست از کشتن و ریختن خون من بردارید.

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 



امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

بازديد : 186

دلنوشته عاشورایی

تاريخ: امروز, : جمعه 01 آبان 1394 نويسنده: /user-admin

موضوع:


دلنوشته عاشورایی

فردا روز عاشوراست ولی واقعا چقدر در مورد عاشورا می دونیم اصلا تا حالا شده کتاب لهوف سید بن طاووس رو بخونی؟

برای اولین بار خود کتاب رو از کتابخونه عمومی امانت گرفتم البته زیاد راجع به عاشورا برام گفته بودن ولی از این منبع مهمتر

و معتبرتر دیگه پیدا نمیشه.

خواهش میکنم اگه شما هم مثل من فقط شنیدین حتما این کتاب رو در اولین فرصت بخونین.

متن زیر از کتاب لهوف اشکمو در آورد:

...  عمر بن سعد به خولی بن یزید گفت که سر امام را جدا کند ولی دستانش لرزید و نتوانست و پس از خولی، سنان بن أنس نخعی از اسبش به زیر آمد فضربه بالسیف فی حلقه الشریف و هو یقول: «والله انیّ لاحترُّ رأسک و أعلم أنّک إبن رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ و خیر الناس أباً و أمّاً» ثمّ احترَّ رأسه المقدس المعظَّم: سید ابن طاووس به صراحت می گوید: سنان بن أنس (لعنه الله) شمشیر خویش را بر گلوی حسین ـ علیه السّلام ـ نهاده و گفت: به خدا سوگند، سر تو را از بدن جدا می کنم در حالی که می دانم تو پسر رسول خدا هستی و پدر و مادرت بهترین مردم هستند و پس از گفتن این کلام، سر مقدس آن بزرگوار را از تن جدا کرد.

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 



امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

بازديد : 238

دلنوشته غربت امام حسین(ع)

تاريخ: امروز, : دوشنبه 27 مهر 1394 نويسنده: /user-admin

موضوع:


دلنوشته غربت امام حسین(ع)

امروز که پنج روز از محرم رفته همه جا دیگه کامل سیاه پوش شده پس فکر نکنم کسی ندونه تو ماه محرم هستیم ولی غربت آقا هنوزم موج میزنه

حتی توی زمان ما حتما می پرسی چرا؟

غربت امام حسین(ع) رو میشه حس کرد وقتی توی این روزا آرایش پسرها و دخترها بیشتر شده آیا واقعا قبل از محرم هم این افراد با این وضع بیرون می اومدن؟

غربت امام حسین(ع) رو میشه فهمید از مداح هایی که به اسم رضای خدا و آقا میان  جلسه ای چند میلیون میگیرن و کارگر تو شهر همون مداح هر دو ماه یکبار میتونه اون مبلغ یک شب مداح رو از کارفرما بگیره ، مداح عزیز عزاداریت قبول باشه.

غربت امام حسین(ع) به چشم دیده میشه زمانی که نماز جماعت ها خلوته.

غربت امام حسین(ع) رو میشه معنا کرد برای غربت امام زمان(عج)

غربت امام حسین(ع) رو میتونم درک کنم وقتی حتی خودم برای سرگرمی میرم توی عزاداری آقا.

با متنی که نوشتم یادم افتاد به داستان یکی از ائمه بعد از امام حسین(ع) که جریانش به این صورت هست:

مامون رقّى - كه يكى از دوستان امام جعفر صادق عليه السلام است - حكايت مي‌كند:



امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

بازديد : 240

دلنوشته محرمی امیر دل

تاريخ: امروز, : چهارشنبه 22 مهر 1394 نويسنده: /user-admin

موضوع:


دلنوشته محرمی امیر دل

سخته ولی سعی میکنم تو ماه محرم بجای خنده و قهقهه ، فقط لبخند بزنم.

سخته ولی سعی میکنم تو ماه محرم افسار چشمام رو دستم بگیرم.

سخته ولی سعی میکنم تو ماه محرم نمازم مخصوصا نماز صبح رو اول وقت بخونم.

سخته ولی سعی میکنم تو ماه محرم گوش به حرفهای معنوی بدم.

سخته ولی سعی میکنم تو ماه محرم با زبانم بجای جوک و چرت و پرت ، حرف موثر و معنوی بزنم.

 



امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

بازديد : 190

داستان گریه آدم (ع) برای امام حسین(ع)

تاريخ: امروز, : سه شنبه 21 مهر 1394 نويسنده: /user-admin

موضوع:


داستان گریه آدم (ع) برای امام حسین(ع)

صاحب کتاب درالیمین در تفسیر این آیه مبارکه از قرآن کریم "فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه انه هو التواب الرحیم" می فرماید: خلاصه معنی چنان است که آدم (ع) در ساق عرش کلمه چند نگریست، جبرئیل او را بیاموخت که بدان کلمات که اسماء پیغمبر و آل پیغمبر بود پناهنده شود و بدین گونه سخن کند:

قال: "یا حمید بحق محمد، یا عالی بحق علی، یا فاطر بحق فاطمه، یا محسن بحق الحسن و الحسین و منک الاحسان."



امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

بازديد : 212

داستان زوار امام رضا(ع) و امام حسین (ع)

تاريخ: امروز, : دوشنبه 20 مهر 1394 نويسنده: /user-admin

موضوع:


داستان زوار امام رضا(ع) و امام حسین (ع)

روايت شده كه روزى دو نفر از محّبان ، يكى از زيارت خراسان و ديگرى از زيارت كربلا به شهر سرمن راى (سامرّا) وارد مى شدند پس احوالات را به خدمت امام حسن عسگرى عليه السلام معروض داشتند آن حضرت ، آن دو را پيشواز كردند، امّا در وقت مراجعت آن حضرت پياده تشريف مى آوردند، يكى از اصحاب عرض كرد:

يابن رسول اللّه اسب سوارى موجود است چرا سوار نمى شويد، فرمودند: به خود گوارا نمى بينم كه دوستان و محبّان ما پياده باشند و من سوار شوم ، پس با همان حال با آن دو نفر به خانه ايشان تشريف آوردند.

آن حضرت به ايشان نظر مبارك مى كرد و مى گريست به حدّى كه عرض ‍ كردند: يابن رسول اللّه سبب گريه شما چيست ؟

فرمودند: سبب گريه من اين دو نفر زائر هستند، وقتى به زائر خراسان نظر ميكنم جدّم امام رضا عليه السلام به خاطرم مى آيد كه در ولايت غريب ، بى كس و تنها به او زهر دادند و جگر مباركش را پاره پاره نمودند و احدى نبود تا او را يارى و دلدارى نمايد.

و وقتى به اين زائر مى نگرم به خاطرم ميرسد كه جدّم سيّدالشهداء(ع ) كه در روز عاشورا با لب تشنه و جگر سوخته و بى كس و تنها در ميان اهل ظلم و جفا با بدن پاره پاره بر روى خاك و ريگهاى كربلا افتاده بود و درميان اهل ظلم كسى نبود كه يارى اش كند پس هر كس كه يارى و اعانت زوّار ما را كند گويا ما را اعانت و يارى كرده است .

كتاب مفتاح الجنّه



امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

بازديد : 209

داستان گریه پیامبر(ص) برای امام حسین(ع)

تاريخ: امروز, : دوشنبه 20 مهر 1394 نويسنده: /user-admin

موضوع:


داستان گریه پیامبر(ص) برای امام حسین(ع)

در روايت اهل سنت و شيعه مستندا نقل شده است كه امّ سلمه همسر پيامبر (ص ) مى گويد:

روزى رسول خدا (ص ) مشغول استراحت بودند كه ديدم امام حسين عليه السلام وارد شدند، و بر سينه پيامبر(ص ) نشستند، حضرت رسول (ص ) فرمودند: مرحبا نور ديده ام ، مرحبا ميوه دلم ، چون نشستن حسين عليه السلام بر سينه پيامبر (ص ) طولانى شد، پيش خودم گفتم ! كه شايد پيامبر(ص ) ناراحت شوند ،و جلو رفتم ، تا حسين عليه السلام را بر دارم .

حضرت پيامبر (ص ) فرمودند: امّ سلمه تا وقتى كه حسينم خودش ‍ مى خواهد بگذار بر سينه ام بنشيند، و بدان كه هر كس باندازه تار مويى حسينم را اذيّت كند مانند آن است كه مرا اذيّت كرده است .

امّ سلمه مى گويد: من از منزل خارج شدم ، و وقتى باز گشتم به اتاق رسول خدا(ص ) ديدم پيامبر (ص ) گريه مى كند، خيلى تعجّب كردم ! و ...

 



امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

بازديد : 189

داستان فروش تربت امام حسین(ع)

تاريخ: امروز, : یکشنبه 19 مهر 1394 نويسنده: /user-admin

موضوع:


 

داستان فروش تربت امام حسین(ع)

از مرحوم سيد احمد بهبهانى نقل شده : در ايام توقفم در كربلا حاج حسن نامى در بازار زينبيه ، دكانى داشت كه مهر و تسبيح مى ساخت و مى فروخت . معروف بود كه حاجى تربت مخصوصى دارد و مثقالى يك اشرفى مى فروشد.

روزى در حرم امام حسين عليه السلام حبيب زائرى را دزدى زد و پولهايش ‍ را برد. زائر خود را به ضريح مطهر چسبانيد و گريه كنان مى گفت : يا اباعبداللّه در حرم شما پولم را بردند، در پناه شما هزينه زندگيم را بردند. به كجا شكايت ببرم ؟

حاج حسن مزبور حاضر متأثر شد و با همين حال تأثر به خانه رفت و در دل به امام حسين عليه السلام گريه مى كرد.

شب در خواب ديد كه در حضور سالار شهيدان به سر مى برد به آقا گفت : از حال زائرت كه خبر دارى ؟ دزد او را رسوا كن تا پول را برگرداند.

امام حسين فرمود: مگر من دزد گيرم ؟

اگر بنا باشد كه دزدها را نشان دهم بايد اول تو را معرفى كنم .

حاجى گفت : مگر من چه دزدى كردم ؟

 



امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

بازديد : 287

صفحات وبلاگ
تعداد صفحات : 14 صفحه قبل 1 2 ...3 4 5 ...13 14 صفحه بعد

موضوعات
? پاورپوینتهای زیبا

1396
1395
1394
1392
آمار سايت
افراد آنلاين : 2
بازديد امروز : 831
بازديد ديروز : 590
هفته گذشته : 4,429
ماه گذشته : 13,508
سال گذشته : 113,791
کل بازديد : 341,853
کل مطالب : 134
نظرات : 3
تعداد اعضا : 51

امروز : یکشنبه 04 تیر 1396

طراح قالب

مترجم قالب

جديدترين مطالب روز

فيلم روز

امیر دل