close
تبلیغات در اینترنت

امیر دل - 3

برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
برای سفارش تبلیغات کلیک کنید

تبلیغات

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آرشیو

داستان نیت خدایی

داستان نیت خدایی

در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند:« فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند» عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند. ابلیس به صورت پیری ظاهر الصلاح، بر مسیر او مجسم شد، و گفت:« ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!» عابد گفت:« نه، بریدن درخت اولویت دارد» مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند.

عابد بر ابلیس غالب آمد و وی را بر زمین کوفت و بر سینه اش نشست. ابلیس در این میان گفت:

«دست بدار تا سخنی بگویم، تو که پیامبر نیستی و خدا بر این کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دینار زیر بالش تو نهم؛ با یکی معاش کن و دیگری را انفاق نما و این بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است»؛ عابد با خود گفت :« راست می گوید، یکی از آن به صدقه دهم و آن دیگر هم به معاش صرف کنم» و برگشت.

بامداد دیگر روز، دو دینار دید و بر گرفت. روز دوم دو دینار دید و برگرفت. روز سوم هیچ نبود. خشمگین شد و تبر برگرفت. باز در همان نقطه، ابلیس پیش آمد و گفت:«کجا؟» عابد گفت:«تا آن درخت برکنم»؛ گفت«دروغ است، به خدا هرگز نتوانی کند» در جنگ آمدند. ابلیس عابد را بیفکند چون گنجشکی در دست! عابد گفت: « دست بدار تا برگردم. اما بگو چرا بار اول بر تو پیروز آمدم و اینک، در چنگ تو حقیر شدم؟»

ابلیس گفت:« آن وقت تو برای خدا خشمگین بودی و خدا مرا مسخر تو کرد، که هرکس کار برای خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛ ولی این بار برای دنیا و دینار خشمگین شدی، پس مغلوب من گشتی.

نویسنده:

تاریخ: دوشنبه 14 تير 1395 ساعت: 11:19

نظرات()

تعداد بازديد : 137

به این پست رای دهید:

داستان اسلام ما

داستان اسلام ما

 

جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت :

 


بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟

همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت :

آری من مسلمانم.

جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ،

 

پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد .

 

پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد.

جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید :

آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟

افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند .

 

پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت :

چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود ...

نویسنده:

تاریخ: شنبه 12 تير 1395 ساعت: 11:40

نظرات()

تعداد بازديد : 123

به این پست رای دهید:

یک بوسه ناجی هشتاد نفر

یک بوسه ناجی هشتاد نفر

 

یکی از یاران درجه یک پیامبر اکرم که از پیشرو ترین مسمانان نیز بود عبدالله بن حذاقه است که وقتی به حبشه مهاجرت نموده اتفاق سخت اما عجیب و در نهایت شیرینی برایش رخ داد. رومیان او را با عده‌اى از مسلمانان اسیر کردند و آنان را واداشتند که مسیحی شده و نصرانیت را بپذیرند. اما او به جدّ امتناع ورزید و کوتاه نیامد.

رومیان برای تهدید وی دیگ بزرگى از روغن زیتون را بجوش ‍ آورده، یکى از اسیران را کشان کشان آوردند و به او گفتند دین نصرانیت را قبول کن و گرنه در این روغن انداخته مى‌شوى. او باز امتناع کرد و نپذیرفت. اما رومی ها دست بردار نبودند و برای ارعاب او اسیر بی‌نوا را در دیگ انداختند. صحنه‌ی دلخراشی بود، چیزى نگذشت که از شدت حرارت، استخوان های او بر روى روغن نمودار شد.

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: سه شنبه 08 تير 1395 ساعت: 10:57

نظرات()

تعداد بازديد : 145

به این پست رای دهید:

عکس تاریخچه چهارده معصوم (ع)

عکس تاریخچه چهارده معصوم (ع)

بهتره هر کدام از ما شیعیان این عکس رو تو گوشی هامون داشته باشیم

ضمنا عکس با کیفیت هست.

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 

نویسنده:

تاریخ: دوشنبه 25 آبان 1394 ساعت: 16:19

نظرات()

تعداد بازديد : 317

به این پست رای دهید:

دلنوشته عزاداری دلچسب امام حسین(ع)

دلنوشته عزاداری دلچسب امام حسین(ع)

حتما تا حالا با خودمون فکر کردیم چرا عزاداری های قدیم شور و حال بیشتری داشت و دلچسب بود، اما الان مثل اون زمان نیست؟ اصلا بعضی ها با شعار دل پاک بدون عمل کردن دارن همه کارهای مذهبی بقیه افراد رو هم به مسخره می گیرند. درسته که صاحب مجلس عزاداری خود امام حسین(ع) هست و نباید به کسی دست رد زد ولی کاش ما مذهبی ها با این عهد رو می کردیم که قبل از حضور در مراسم عزاداری آقا غسل کنیم یا وضو بگیریم، نماز بخونیم و در حین عزاداری هم مراقب باشیم و از گناه دوری کنیم.

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: دوشنبه 18 آبان 1394 ساعت: 8:57

نظرات()

تعداد بازديد : 359

به این پست رای دهید:

داستانی از طی الارض

داستانی از طی الارض

طی الارض چست؟ طی الارض یعنی در چشم بهم زدنی از مکان فعلی به هر جای دنیا که بخواهی سفر کنی بدون استفاده از هیچ وسیله نقلیه.

شاید برای ما که ایمانمان ضعیف است این کار فقط داستان و افسانه بنماید اما داستان واقعی زیر اتفاق افتاده :::

خواهشا اگرسوالی بود از طریق قسمت نظرات بپرسید.

یکی از آشنایان به نام سرهنگ عباسعلی میرزایی می‌گفت: سفری به مشهد مقدس رفته بودم و برای خرید کلاهی به دکان کلاه‌فروشی رفتم. صحبت از مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی به میان آمد. کلاه‌فروش گفت: روز فوت مرحوم شیخ در دکان سلمانی بودم و یک نفر در صندلی اصلاح نشسته بود. چون سر و صدای تشییع‌کنندگان برخاست، مشتری پرسید چه خبر است؟ سلمانی گفت: جنازه حاج شیخ حسنعلی اصفهانی را تشییع می‌کنند. به محض شنیدن این خبر، مشتری آنچنان به فغان و ناله افتاد که تصور کردیم از منسوبان شیخ است. چون از او توضیح خواستیم، گفت من با این مرد بزرگ نسبتی ندارم، لیکن حکایتی میان من و او هست که این چنین موجب شوریدگی احوال من شده است. آنگاه داستان خود را اینگونه تعریف کرد:

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: سه شنبه 12 آبان 1394 ساعت: 10:15

نظرات()

تعداد بازديد : 349

به این پست رای دهید:

دلنوشته زیارت امام رضا(ع)

دلنوشته زیارت امام رضا(ع)

بعضی وقتها می خواهیم چند تا کار را در بیرون خانه انجام دهیم و به همین نیت از خانه بیرون می رویم. در بین کارهایی که داریم همیشه یکی از بقیه مهمتره حالا فکر کن بریم همه کارهای فرعی و جزیی مان را انجام بدیم و کار اصلی بماند؟!

واقعا چرا ؟!

چرا ما می خواهیم به مشهد برویم برای زیارت و تفریح ولی در حین زیارت به آن مرکز خرید یا تفریح فکر می کنیم و تمام حواسمان می رود آنجا،تا لحظه ای که نرفتیم به مرکز تفریحی شوق رفتن زیارتمان را خراب می کند. جالب اینجاست که بعد از آمدن از مرکز تفریحی هم دوحالت دارد یا به ما خوش گذشته و دائما این جمله را تکرار می کنیم (( خیلی خوش گذشت کاش وقت بود یکبار دیگه بریم )) یا به ما بد گذشته و این جمله رو می گوییم (( کاش نرفته بودیم))

کاش یکبار بخاطر زیارت می رفتیم مشهد حتی شده یک روز آنجا باشیم و کسی اصلا خبردار نشه که رفتیم مشهد؟! بین خودمون و خدای خودمون بماند که یکبار هم برای رضای خدا و زیارت واقعی امام هشتم راهی شدیم

زیارتتان مقبول درگاه حق.

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 

 

نویسنده:

تاریخ: دوشنبه 11 آبان 1394 ساعت: 17:17

نظرات()

تعداد بازديد : 311

به این پست رای دهید:

دلنوشته دلتنگ بابا(امام زمان (عج))

دلنوشته دلتنگ بابا(امام زمان (عج))

همان طور که پیامبر(ص) به حضرت علی(ع) فرمودند: من و تو به منزله پدر امت هستیم.

امام زمان(عج) هم مثل پیامبر(ص) و امام علی(ع) حکم بابا رو برای ما داره واقعا چقدر دلتنگ بابامون هستیم.

 آیا ما حاضریم هر روز پدرمون رو با گناهانمون گریان کنیم ؟!

آیا حاضریم با بی شرمی بگیم اصلا بابایی نداریم؟!

آیا حاضریم بابامون رو جلوی دشمنانش رو سیاه کنیم؟!

آیا حاضریم....؟!

تو رو خدا به مطالب تصویر تا حد توان عمل کنید.

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 

نویسنده:

تاریخ: یکشنبه 10 آبان 1394 ساعت: 17:6

نظرات()

تعداد بازديد : 305

به این پست رای دهید:

دلنوشته اربعین در کربلا

دلنوشته اربعین در کربلا

کاش بشود که باشم اربعین در کربلا

باید که فقط خدا بخواهد و آقا

شاید که بگیرم پاسپورت و ویزا

اما آقا نخواهد نمیشود باشم اربعین در کربلا

شاید بعضی هامون فکر کنیم که کاری نداره گذرنامه رو بگیرم دیگه رفتم ولی اگه آقا بخواد نه گذرنامه می خواد نه ویزا فقط مهم اینه که امام حسین(ع)

بخواد شاید تعجب کنین ولی باور کنین بوده کسی که سالهای قبل بدون پاسپورت و ویزا و حتی بدون کارت ملی رفته زیارت و اومده؟!!!

 

 

برای مشاهده ادامه این مطلب کلیک کنید

نویسنده:

تاریخ: شنبه 09 آبان 1394 ساعت: 15:28

نظرات()

تعداد بازديد : 585

به این پست رای دهید:

نکوهش پز دادن یا فخر فروشی

نکوهش پزدادن یا فخر فروشی

بعضی وقتها پیش کسی می نشینیم و شروع می کنیم از کارهای خو.بی که کردیم که این اولا ثواب اون کار رو از بین می بره

دوما ما رو از چشم خدا می اندازه ؟!

شاید قسمت دوم حرفم باعث تعجب باشه ولی خدا خودش گفته از فخر فروشی خوشش نمیاد حالا آیا بازم میخایم ادامه بدیم؟!

برای راه علاج فخر فروشی تو ذهنمون داشته باشیم که افرادی هستند که خیلی کارهای بهتر از ما انجام دادن ولی به کسی نمیگن چون

میخان بین خودشون و خدای خودشون باشه. آدمهایی هستند که نصف سال رو روزه میگیرن ولی اصلا اجازه نمیدن کسی بویی ببره

چون صبح که میرن سرکار که همه خوابن شب هم با اذان مغرب میان خونه پس حتی خانودشون هم نمی فهمن به این آدما میگن مرد ....

آدرس کانال تلگرام ::: telegran.me/siteamiredel

 ضمنا پیج لاین رو حذف کردم

آدرس پیج امیردل در اینستاگرام :::::

amiredel.ir

 

نویسنده:

تاریخ: یکشنبه 03 آبان 1394 ساعت: 17:19

نظرات()

تعداد بازديد : 371

به این پست رای دهید:

ليست صفحات

تعداد صفحات : 14

آمار

آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب : 134
کل نظرات : 3
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین : 3
تعداد اعضا : 51
آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید امروز : 368
بازدید دیروز : 409
ورودی امروز گوگل : 2
ورودی گوگل دیروز : 17
آي پي امروز : 43
آي پي ديروز : 75
بازدید هفته : 777
بازدید ماه : 19,003
بازدید سال : 56,215
بازدید کلی : 284,277
اطلاعات شما اطلاعات شما
آی پی : 54.161.161.92
مرورگر :
سیستم عامل :
امروز : سه شنبه 08 فروردین 1396

درباره ما

سایت امیر دل منبع داستان مذهبی, روایات مذهبی, روایت مذهبی,مذهبی, روایات, روایت,داستان مذهبی,خدا,امیر دل,داستان خدا,مرجع داستان مذهبی,مرجع مذهبی

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجي

آیا برای خواندن مطالب سایت صلوات فرستادین؟