خانه / داستان مذهبی / داستان ذکر پرنده
داستان ذکر پرنده

داستان ذکر پرنده

به این پست امتیاز دهید.

داستان ذکر پرنده

داستان ذکر پرنده

داستان ذکر پرنده

 

انس بن مالك مى گويد: همراه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) به بيابان رفتيم. پرنده اى کور در آنجا ديديم كه آواز مخصوص از آن شنيده مى شد.
پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) به من فرمود: آيا مى دانى اين پرنده چه مى گويد؟!
عرض كردم: خدا و رسولش آگاه تر است.
فرمود: مى گويد:
يا رب! اذهبت بصرى و خلقتنى اعمى فارزقنى فانى جائع.

داستان ذکر پرنده

خداوندا! نور چشمم را از من گرفتى و مرا كور آفريدى، روزى مرا برسان كه من گرسنه ام.
ناگهان ديدم پرنده ديگرى كه ملخ بود، پرواز كنان آمد و در دهان او نشست و آن پرنده كور ملخ را بلعيد.
در اين هنگام آواز پرنده بلند شد، پيامبر به من فرمود: آيا مى دانى اين پرنده چه مى گويد؟!
عرض كردم: خدا و رسولش آگاه تر است. فرمود:مى گويد:
الحمد لله الذى لم ينس من ذكره
حمد و سپاس خداوندى كه يادآورنده اش را فراموش نمى كند.
و به نقل ديگر فرمود:
من توكل على الله كفاه
كسى كه به خدا توكل كند، خدا او را كافى است.

داستان ذکر پرنده,داستان ذکر, پرنده,داستان پرنده,سایت داستان مذهبی امیردل، سایت مذهبی امیردل،سایت داستان مذهبی،داستان مذهبی،سایت امیردل، منبع داستان مذهبی

منبع: سایت داستان مذهبی امیردل

نمونه سوال

همچنین ببینید

داستان عفو و گذشت = بهای بهشت

داستان عفو و گذشت بهای بهشت

به این پست امتیاز دهید. داستان عفو و گذشت بهای بهشت داستان عفو و گذشت …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

امارگیر سایت